- توضیحات
- بازدید: 4733
مقدمه نوشتار
درباره روح دیدگاه های بسیار متفاوتی وجود دارد هرکس بر اساس برداشت ذهنی خود مطالبی ارائه داده است. اکثرا هم نظرات خود را با استناد بر روایات و آیات قرآن بیان داشته اند که جنبه تصورات ذهنی آن غلبه دارد. اینکه روح مجرد است همه اتفاق نظر دارند ولی آیا روح درون ماده است و با ماده پیوند دارد و یا بیرون از آن و مستقل از ماده است و نقش آن در ماده چیست نکات ابهام آمیز فراوانی وجود دارد ولی بسیاری از این ابهامات با آیات قرآن بر طرف می شود به شرطی که واقعیت آیات را درک کنیم. من اساس بحث خودم را بر آیات قرآن بنا میکنم و دلایل خود را به آیات قرآن و علوم طبیعی در می آمیزم و در این رهگذر به مطالبی بر میخوریم که در قرآن بیان شده ولی آن مطلب را برخی درست درک نکرده اند و بیشتر تصورات ذهنی است تا واقعیتی که در قرآن است. من با دیدگاه های فلسفی و کلامی کاری ندارم. تکیه کلام من بر روحی است که در بدن موجودات زنده نفخه شده و فرمان موجود زنده را از طرف خداوند در دست دارد. مثلا در آیات 83 الی 85 سوره واقعه خداوند می فرماید من با مرده ای که دارد می میرد و شما نظاره گر او هستید از شما به او نزدیک ترم ولی شما قدرت دیدن آن را ندارید- لَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ - وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ- وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ- خداوند در بدن مرده حضور دارد یا عواملی هستند که درون جسم مادی بوده و در آیه 16 سوره ق میفرماید وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيد- من انسان را خلق کرده ام و می دانم که در ذهن آن چه میگذرد و ما از رگ گردن او هم به او نزدیک تریم. بنابراین خداوند ابزار غیر مادی و مجرد دارد که در درون جسم انسان و سایر موجودات زنده کار گذاشته و چنان آن ابزار به خدا نزدیک است که گویا خود خداوند در بدن حضور دارد. چه چیزی را خداوند در بدن موجود زنده کار گذاشته است . اگر به آیات دیگری مراجعه کنیم در می یابیم که خداوند در زمان مشخصی روح خود را در داخل بدن انسان در حال شدن نهاده است. حال چه موقع در سرنوشت تکاملی انسان این روح در جسم گذاشته شده مورد اختلاف شدید است و همین اختلاف جهان بینی خلقت انسان و مفهوم روح را بر هم ریخته شده. آیا این روح در جنین برای اولین بار قرار داده می شود و تکراری است یا قبلا در تک سلولی تکامل یافته اولیه حیات به نام علمی یوکاریوت که نفس واحده است قرار داده شده و با ژنوم موجودات در آمیخته و فرمان حیات را با ابزار ژنوم را در دست دارد و با آن به موجود بعدی منتقل می شود. هدف ان نوشتار اثبات مورد دوم با استناد بر آیات قرآن است. اگر این موضوع را از قرآن برداشت کنیم با یک دیدگاه خاص روبرو هستیم که با علم زیست شناسی مطابقت دارد. خداوند میفرماید از تو سوال می کنند روح چیست بگو از سنخ امر خدا است. حال امر خداوند چیست. باید با ابداع ماده حرکت کنیم و آیات را بررسی نماییم و مطلب خودمان را بیرون آوریم.
مطالعه بیشتر: روح و جایگاه آن در بدن انسان و موجودات زنده گیاهی و جانوری
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1276
مقدمه نوشتار
سوره حمد و همه سوره های قرآن کلام خداوند هستند و فرقی با هم ندارند. مثلا اهمیت سوره توحید دست کمی از سوره حمد ندارد. اینکه سوره حمد هفت آیه دارد گذشتگان بدون مراجعه به آیات قرآن که سبع المثانی را تعریف کرده و از کلمه هفت مشترک در سبع المثانی و سوره حمد چنین پنداشتند که سبع المثانی سوره حمد است دلیل آن را با وجود صراحت آیات قرآن در تعریف سبع المثانی و نادیده گرفته شدن آن توسط مفسرین و مترجمین قدیم و تبعیت بی چون و چرای متاخرین از آن را در همین نوشتار بیان می کنم. سبع المثانی هم چیزی است که با آیات مکتوب در قرآن با هم عطف می شوند در حقیقت کتابی است که آیات آن برای تکمیل و تایید قرآن است. کلمه ام الکتاب در سه آیه آمده که یکی در آیه 7 سوره آل عمران که محکم و متشابه را تشریح می فرماید و آیات محکم را اصل قرآن می داند و به آن ام الکتاب می نامد و دیگر آیات هم متشابهات هستند. محکمات که خداوند در این آیه ام الکتاب نامیده احکام و دستورات و پندها و داستان های عبرت انگیز و یگانگی خداوند، توحید و نبوت و قیامت هستند که ما اصطلاحا به آن فقه اسلامی می گوییم و شالوده اعتقادات مسلمانان بر این آیات استوارند و آیات متشابه که خداوند به دلیل روشن نبودن موضوع آن برای مردم صدر اسلام و قرن ها بعد به صورت تشبیه بیان فرموده که وقتی علم آن را روشن نمود برای تقویت و تایید حقانیت خداوند است و تثبیت بیشتر فقه اسلامی. این دو سری آیات مکمل هم هستند و محکمات سوره حمد نیست که برخی از فقها آن را ام الکتاب یعنی سوره حمد می نامند. در دو آیه دیگر که اشاره به ام الکتاب شده هم اشاره کنیم و سپس به اصل مطلب سبع المثانی در قرآن می پردازیم. آیات 38 و 39 سوره رعد
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ- يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ-قطعا پیش از تو رسولانی فرستادیم و دارای همسر و فرزندان بودند و هیچ پیامبری جز به اذن خدا معجزه ای نداشت در هر زمانی سرنوشت خاص آن را رقم زده ایم و نوشته ایم (در هر زمانی کتاب خاص خود را داشتند که در لوح محفوظ نزد خدا ضبط است) و بر خواست و اراده خداوند در آن تغییراتی صورت می گیرد ولی اصل لوح محفوظ نزد خداوند است به زبان امروزی هارد دیسک بزرگ آفرینش. کتاب در این آیه منظور کتابی که جلد دارد معنی نمی دهد نوشته شده ها آن هم نه با قلم و کاغذ جهان مادی بلکه با روشی که ما نمی دانیم. در آیات 3 و 4 سوره زخرف نیز چنین آمده است. إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ- وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ-ما قرآن را به زبان عربی قرار دادیم که شما در باره آیات آن فکر و تعقل کنید و اصل قرآن در لوح محفوظ ما مرقوم شده است. در این آیه قرآن یک مجموعه وحی مرقوم شده در هارد دیسک بزرگ آفرینش و در فایل ام الکتاب محفوظ است. بنابراین در هیچ جای قرآن سوره حمد ام الکتاب نیست و هر مفسری در قدیم تصورات خود را بیان داشته است که با واقعیت قرآن هم خوانی ندارد. حال سبع المثانی که ما آن را سوره حمد نامیده ایم چیست.
مطالعه بیشتر: سوره حمد ام الکتاب و سبعا من المثانی نیست
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1214
مقدمه نوشتار
کیف بداء الخلق یعنی چگونگی روند آعاز حیات، حیات در زمین رخ داده و آغازی داشته است و هر آغازی ادامه هم دارد و تا زمانی که حیات هست انقطاع در روند آن هم وجود نداشته است. حیات پیوسته است و دارای مراحلی بوده تا به شکل کنونی در آمده است. تا زمانی که حیات به هدف نهایی خود نرسیده انشاء می شود . هر پدیده ای انشاء خاص خود را دارد. انشاء مرحله بعد از خلق است تا نقطه تکامل و رسیدن به نشاء پایانی که قرآن آن را نشاء آخری مینامد. هدف از خلقت حیات از دید قرآن تکامل انسان است که با ظهور آدم خود را نشان می دهد. محل این نشاء زمین است. خداوند مثال زیبایی میزند. وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا. و خداوند شما را مانند گیاه در زمین ایجاد کرد. ما تحرثون داریم و تزرعون، تحرثون کاشتن دانه در زمین و در جای مناسب شخم زده شده و سپس تزرعون شروع می شود. آب می دهیم، هرس می کنیم علف هرز را می چینیم تا گیاه رشد کند و بذر بدهد و بذر را برداشت کنیم . کشت های رنگارنگ همان تزرعون است. أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ
آیا ندیده ای که خدا از آسمان باران فرستاد و آن را چون چشمه سارهایی در زمین روان گردانید، آنگاه به آن زرع های رنگارنگ برویانید، سپس همه خشک می شوند و می بینی که زرد شده اند، آنگاه خردشان می سازد. هر آینه خردمندان را در آن اندرزی است حال معنی انبت یا انبات چیست. گیاه هم مانند انسان مراحل خلق شدن داشته است انبت گیاه زمانی است که از سلول یوکاریوت که به پر سلولی تبدیل شده و در آب قرار داشته خودش را از جانوران جدا میکند خزه های دریایی نیای کهن گیاهان هستند. زمانی طولانی می گذرد تا به دانه دهی می رسند و دانه نطفه گیاه است. از پیدایش دانه که نطفه گیاه است انبت گیاه شروع می شود یعنی خلق و پیدایش دانه تا کاشتن. این مرحله قبل از تحرثون است. شما فقط دانه را در زمین قرار بده و آب روی آن بریز به فرمان خدا آن گیاهی که نرم افزارش در دل ژنوم آن نهفته رشد می کند و فرمان ژنوم آن هم در دست روح خداوند است. دقت کنیم که روح خداوند در سلول یوکاریوت که جنسیت نر و مادینگی در آن قرار گرفت و ملائکه به آن سجده کردند نفخه شد و ایوکاریوت ها نفس واحده بودند که تمام موجودات اعم از گیاهی و جانوری از آن نشات گرفتند. این مثال را خداوند برای انسان زده است که انسان هم مانند گیاه و از یک نقطه مشترک انبت شد. از این نقطه انبت دو شاخه جانوران و گیاهان جدا شدند. در این نقطه سرنوشت دو شاخه مشخص شد و نقطه عطفی درتاریخ سرگذشت حیات است. اینکه بگوییم که انسان هم مانند گیاه از زمین بیرون آمد تفسیر مناسبی برای این آیه نیست. انسان و جانوران روی زمین زندگی می کنند و اشاره قرآن به این نکته است که شما و گیاهان نقطه اشتراک دارید و این نقطه اشتراک انبت است . انسان و جانوران در زمین (نه از زمین) خارج می شوند. یعنی باز آفرینی می شوند.
مطالعه بیشتر: یعیده باز آفرینی حیات در زمین است و نه در قیامت
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 2430
مقدمه نوشتار
ماء دافق فقط یک بار در قرآن نام برده شده و راز بقاء موجودات زنده کنونی و در زمین اولیه است و بدون بیرون جهیدن ماء دافق حیات برگشت پذیر است به عبارتی آبی که خارج شده از نظر علم شیمی بر می گردد علی رجعه می شود. انه علی رجعه لقادر. وقتی مفسرین به این آیه می رسند و می بینند که ماء دافق را آب مرد گرفته اند و این آیه می فرماید آب بیرون جهیده را قادر هستم برگردانیم. با معضل بزرگی روبرو می شوند ولی لغویدن قدیم گفته اند پس باید آیه نقص داشته باشد و نظر گذشتگان را که نمی شود عوض کرد. بنابراین در آیه جستجو می کنند ایراد را در آورند و دست در آیه می برند و دلیل اندر دلیل می تراشند که نه این آیه به آب مرد بر نمی گردد و به انسان بر می گردد. ولی من می خواهم بگویم خداوند درست فرموده این آیه به همان آب بیرون رونده بر می گردد ولی ما نه باید با تخیلات ذهنی خودمان را به آیه قرآن به چسبانیم. خداوند متعال راز های علمی که برای دانشمندان فوق العاده جاذب است را در تمثیلی بیان می فرماید برای اینکه دانشمندان امروزی که علم در شکوفایی خود است و علم غیب مشهودات حیات روز به روز آشکار می شود را به حقانیت خداوند متعال برساند.
علوم طبیعی با کشفیات خود به راز های حیات دست می یابد و راه را برای توجه دانشمندان به اصلی ترین رمز حیات که هنوز مورد توجه دانشمندان قرار نگرفته هموار می کند. مثالی بزنم . دانشمندان با تلاش مستمر و با علاقه می خواهند رمز چگونگی خلقت حیات را کشف کنند. در این مورد نظریه های مختلفی بیان و با گذشت زمان در آن تحولاتی ایجاد شده است. راه رسیدن به واقعیت علمی چگونگی روند حیات هموار شده است.
دانشمندان پس از مطرح شدن نظریات فراوان به دو نظریه اصلی رسیدند اول حیات از فضا به زمین آمده و دیگری حیات در کف اقیانوس و کناره آتشفشان که گداخته ها بیرون می آیند شروع به ایجاد شدند. پیدایش زمین از نظر علم زمین شناسی و قرآن-این دو نظریه مدتی نظر دانشمندان را جلب کرد و دو گروه شدند یکی در شهاب سنگ ها به دنبال ترکیبات آلی پایه حیات بودند و گروه دیگر دنبال باکتری های غیر هوازی کف اقیانوس ها. با پیدایش و بسط علم ژنتیک و کشف مولکول پایه ژن نظرها به عملکرد و چکونگی روند پیدایش این دو مولکول حیات یعنی RNA , DNA جلب شد. حیات وابسته به ژن است و اول باید ژن موجود زنده خلق شود و سپس ژن اطلاعات موجود زنده را به نسل بعد منتقل کند. بنابراین کلمه نطفه به معنی تبادل ژنتیک وارد بحث علم زیست شناسی شد. همان کلمه ای که خداوند در 1400 سال قبل برای اولین بار مطرح فرمود که انسان از نطفه خلق شده است. گذشتگان که این مفهوم را نمی توانستند درک کنند نطفه را آب مرد تصور کردند و این تفسیر نطفه سرنوشت تمامی آیات خلقت انسان را را درهم ریخت و ما در عصر شکوفایی علم مانند گذشتگان ما در 1400 سال قبل فکر می کنیم. گویا هیچ تغییرات و تحولاتی در علم به وجود نیامده است.
مطالعه بیشتر: انه علی رجعه لقادر به آب جهنده و علم شیمی بر میگردد
Write comment (0 Comments)