- توضیحات
- بازدید: 1893
مقدمه نوشتار
بحث سیاهچاله در علم اختر شناسی و فیزیک جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است و فکر دانشمندان فیزیک را به خود جلب کرده است. اینشتن فیزیکدان برجسته در قانون نسبیت عام خود پیش بینی کرده بود که نور چنانچه از نزدیک یک جسم با گرانش بسیار قوی عبور کند مسیرش خمیده می شود. به عبارتی نیروی گرانش این جسم قدرت جذب کنندگی قوی را دارند و حتی بر فوتون که ذره ای بی جرم است هم اثر میگذارد. دانشمندان بر اثر مرور زمان در یافتند که در سطح صاف فضا و زمان در اثر نیروی گرانش یک جسم قوی و فشرده خمیدگی ایجاد می شود و اگر شدت گرانش بسیار قوی باشد خمیدگی به حفره بزرگی تبدیل می شود، در حقیقت یک فرو رفتگی در سطح صاف زمان و مکان ایجاد می شود و این سطح فرو رفتگی را افق رویداد و فرو رفتگی را سیاه چاله نام گذاری کردند، ستارگان بزرگ که عمرشان به پایان میرسد و سوخت واکنش سنتز های هسته ای آنها تمام می شوند همه اجرام ساختار مادی آنها به درون سیاهچاله مکیده می شود. بحث سیاهچاله بسیار گسترده است و ما تنها نکات کلیدی که به این نوشتار مربوط می شود را بیان می کنیم. سوالات بسیاری از زمان مطرح شدن سیاهچاله در علم فیزیک ذهن دانشمندان را به خود مشغول داشته است از جمله اینکه ستاره که در خود می رمد و رانش می کند چرا به درون سیاهچاله میرود و این سیاهچاله از کجا پیدا می شود و چه عاملی آن را ایجاد میکند. دانشمندان تصور می کردند که بعد از پیدایش مه بانک و گذشت زمان غبار کیهانی تشکیل شده از اتم های هیدروژن و هلیوم در اثر گرانش به هم نزدیک و فشرده شدند و کهکشان ها به وجود آمدند. نیروی قوی که شروع به مکش غبار در فاصله هزاران میلیون کیلومتر اطراف یک مرکزیتی آغاز کرد چگونه ظاهر شد و آیا در یک مکان خاص صورت گرفت و یا تصادفی مثلا دو ذره به هم وصل شدند و ذرات دیگر به آنها پیوستند و بزرگ و بزرگتر شدند تا جسم بزرگی با گرانش زیاد به وجود آمد و گرانش عظیمی شکل گرفت و شروع به چرخش نمود و این چنین کهکشان ها خلق شدند.
علم اختر شناسی در پیدایش این رخداد در مانده است. وجود سیاهچاله با معادلات ریاضی به اثبات رسید. دانشمندان به این مطلب که ستارگان پس از مرگ به سیاهچاله ای فرو میروند و محو میشوند نظر داده اند ولی وجود سیاهچاله خارج از معادلات ریاضی را نتوانسته بودند به اثبات برسانند. دریک هفته قبل جایزه نوبل فیزیک به سه نفر از فیزیکدانان مشهور در رابطه با تلاش آنها برای به باور نشاندن وجود سیاهچاله تعلق گرفت. پرفسور پنروز با رصد کهکشان راه شیری به داده هایی دست یافت که ثابت میکرد که در مرکز کهکشان راه شیری سیاهچاله عظیمی نهفته است و این مطلب برای فیزیک دانان که تصور میکردند که ستارگان پس از نابودی سیاهچاله را ایجاد و در آن محو میشوند ولی اینکه در حال حاضر مرکزیت کهکشان به سیاهچاله ای چسبیده است کشف جدید و جالبی بشمار می اید. نصف جایزه نوبل فیزیک به ایشان تعلق گرفت. دو فیزیکد ان دیگر به نام های Reinhard Genzel و خانم Andrea Ghez نصف جایزه نوبل فیزیک را به خود اختصاص دادند. هر دو کشف کردند که یک شیی نامرئی و به شدت چگال و سنگین بر مدار ستاره ها در مرکز کهکشان حکمرانی میکنند که میتوان آن را یک سیاهچاله کلان جرم تعریف کرد. پنروز ثابت کرد سیاهچاله ها با قانون نسبیت اینشتین همخوانی دارند و در مرکز سیاهاله ها یک محدوده سینگولاریته وجود دارد که در آن قوانین طبیعت از اعتبار میافتند. مطلبی که پرفسور هاوکینگ آن را پیش بینی کرده بود. حال ما چه نتیجه ای از این مطالب میخواهیم بدست بیاوریم.
مطالعه بیشتر: مواقع النجوم در قرآن و جایزه نوبل فیزیک2020
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1738
مقدمه نوشتار
آیات متشابه بیشماری در خلقت زمین و حیات و درون آن انسان در قرآن وجود دارند که با دید و نظر گذشتگان و در زمانی که علم هنوز متولد نشده بود تفسیر شده و دیدگاه های علم روز زمین شناسی و پیدایش حیات در آن نظرات لحاظ نشده و مفسرین محترم هنوز هم با همان دیدگاه کهن به آیات متشابه خلقت حیات و روند پیدایش زمین و خلقت انسان نگاه می کنند و پایه تفسیر ها بر اصل هفت آسمان بطلمیوسی که با دید گاه علم روز هم خوانی ندارد بنا شده. بطور مثال دو کلمه در قرآن در پیدایش زمین مطرح می شود رواسی و جبال هر دو را کوه ها که ریشه در زمین دارند تفسیر می کنند. علم روز زمین شناسی کوه ها را نتیجه پیدایش قاره ها از یک قاره بهم پیوسته می داند، بنابراین رواسی باید معنی خاص خود را داشته باشد. وقتی خداوند در آیه 9 سوره فصلت از خلق زمین در دو دوره بیان می فرماید و در آیه بعد بر روی زمین من فوقها رواسی قرار داده می شود این مفهوم را می رساند که بعد از دو دوره پیدایش زمین ابتدا پوسته جامد بر روی زمین قرار می گیرد و تحولات روی پوسته جامد با سرد شدن آن به پیدایش حیات و مولکول های آن منجر می شود.
این رخداد را علم زمین شناسی حدود ششصد میلیون سال بعد از تولد زمین و حدود 4 میلیارد سال قبل می داند عمر زمین 4/6 میلیارد سال است و پیدایش قاره ها رخدادی که باعث پیدایش کوه ها شد در حدود 150 الی 400 میلیون سال قبل است. چنانچه ما برای تفسیر آیات متشابه که با علم سر و کار دارد نیم نگاهی هم به علم روز بیاندازیم متوجه منظور خداوند متعال می شویم و آیات را مطابق واقعیت قرآن تفسیر می کنیم.
خداوند آیات متشابه قرآن را برای نسل ظهور اسلام نازل نفرموده که هر آن چه آن ها در بیان آیات متشابه خلقت کیهان، خلقت زمین و پیدایش حیات فرمودند را ما وحی منزل بدانیم و آیات متشابه قرآن را طوری تفسیر کنیم که با آن نظرات تطبیق پیدا کند. خداوند خالق علم است و هر آن چه در زمینه خلقت کیهان و زمین و حیات می فرماید مطابق علم بیان می کند و تاویل هایی که غلط باشند را دروغ بر آیات الهی می داند. در آیه 7 سوره آل عمران و در آیه متشابهات ما را از تاویل این قبیل آیات منع فرموده و می فرماید تاویل این قبیل آیات را خداوند می داند و راسخون فی العلم و راسخون فی العلم هم دانشمندان علوم طبیعی هستند که غیب مشهودات کیهان و حیات را کشف می کنند. خداوند در آیه متشابهات آیات را به دو قسمت تقسیم فرموده و محکمات را اصل قرآن می داند که فقه اسلامی بر آن قرار داده شده و آیات متشابه را برای انسان های اهل علم و دانش که کشف مفاهیم علمی آن آیات حقانیت وجود خداوند را اثبات می کند نازل فرموده. برای نمونه آیه 10 سوره فصلت را بررسی می کنیم و با دیدگاه علم زیست شناسی و زمین شناسی تجزیه و تحلیل می کنیم و در می یابیم که بسیار راحت تر به مفاهیم عالیه آیه می رسیم تا دنباله رو نظر گذشتگان کهن باشیم.
مطالعه بیشتر: اقواتها رزق و روزی اهل زمین نیست غذای نطفه اولیه حیات است
Write comment (1 Comment)- توضیحات
- بازدید: 1145
مقدمه نوشتار
صلب و ترائب و ماء دافق که در 1300 سال قبل تفسیر شد و اکنون هم همان تفسیر در اذهان می چرخد و محققین بی شماری به کشف های جدیدی می رسند و استخوان مرد و زن را پایین و بالا می کنند تا به منبع پیدایش ماء دافق برسند و به شبهات ایجاد شده پاسخ دهند ولی نتیجه بررسی ها همان نظر جناب ابن عباس در صدر اسلام است و تحولات عظیم و پیشرفت شگفت انگیز علوم طبیعی کوچکترین اثری بر مفسرین و مترجمین محترم نگذاشنه است و عقیده دارند که علوم طبیعی در دین کاربرد ندارد. درست می فرمایند علوم طبیعی در فقه اسلامی کاربرد ندارد ولی در آیات متشابه علمی فراوان که خداوند در قالب تشبیه و تمثیل بیان فرموده تا انسان های نسل شکوفایی علم به حقانیت وجود خداوند متعال پی ببرند کاربرد وسیع دارد، کاربرد اصلی آن کنار زدن پرده تحجر و تعصب بر نظر گذشتگان است که از معنی اصلی آن ها منحرف نموده است . صلب و ترائب و ماء دافق در اوائل سوره طارق را از آیات نخست سوره جدا می کند و کلمه طارق و سماء که کلید واژه گشایش مفهوم صلب و ترائب است را از قلم می اندازند. دلیل اینکه خداوند به جو زمین و تاریکی مستولی بر آن را که مانند تاریکی شب است و تشبیه نور ستاره درخشان ثاقب در آن تاریکی و اینکه خداوند برای هر نفسی در حیات زمین حفاظی قرار داده هیچگونه تاثیری بر آیات بعدی که ماء دافق است نگذاشته و نظر مفسرین و مترجمین محترم را جلب نکرده. چرا خداوند به طارق قسم می خورد و موضوع قسم هم هر نفس در حیات زمین محافظت می شود است. کلید رمز یک موضوع در آیات به قسم هایی که خداوند در باره آن موضوع بیان میفرماید ارتباط تنگاتنگی دارد که اصلا مورد توجه قرار نمی گیرد.
مطالعه بیشتر: صلب و ترائب و پیوند آن با مولکول اولیه ژنوم انسان
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 4107
مقدمه نوشتار
نزول وحی به رسول اکرم (ص) و سیر پیامبر به مسجدالاقصی و اطراف آن دو موضوع جداگانه هستند و ارتباطی با هم ندارند. از آیات قرآن که به طور وضوح شرح داده شده مطالبی که در روایات نقل شده به چشم نمی خورد وبا واقعیت های قرآن هم خوانی ندارند. فاصله دو کمان بین رسول اکرم(ص) و مسئول رساندن وحی که نامی از آن در سوره نجم نیامده ولی در آیات دیگر اشاره شده جبرئیل است. کلمه نزول به معنی از بالا به پائین آمدن است و در آیات بیشماری که خداوند از توصیف باریدن باران از سماء آورده شده از کلمه نزول استفاده شده است و نزول حضرت در بهشت و در کنار تک درخت سدر در انتهای یک باغ مسکونی و ملاقات با جبریل آنهم در آسمان هفتم جز تخیلات ذهنی گذشتگان و مخلوط کردن دو موضوع معراج و شیوه نزول وحی چیز دیگری نیست و جالب است که تمام تفاسیر در آیات متشابه قرآن را که تجسس کنیم ریشه آن به جناب ابن عباس بر می گردد و تصورات ذهنی آن زمان در باره آسمان های هفت گانه نظریه بطلمویسی که علم اختر شناسی آن را منسوخ اعلام کرده است دلیل تخیلی بودن این داستان ها است. آیا این مطالبی که ما در باره آیات قرآن بر باور خود نشانده ایم واژگون کردن مفاهیم عالیه آیات متشابه نیست. یا به عبارتی تاویل نا درست از آیات متشابه. کجای قرآن ذکر شده که در معراج خداوند حضرت رسول اکرم را به بهشت برد و داستانها از عالم ماوراء مادی را و سیر و سیاحت حضرت به بهشت و جهنم از کجا منشاء شد. معراج پیامبر اکرم ص
مطالعه بیشتر: سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى و جَنَّةُ الْمَأْوَى در زمین و اطراف مکه بوده نه در آسمان هفتم
Write comment (0 Comments)