- توضیحات
- بازدید: 2432
مقدمه نوشتار
خداوند در سوره نجم آیات 1 الی 10 از قسم به سیاهچاله شروع و شیوه نزول وحی را بیان می فرماید تا به کلمه قاب قوسین او ادنی می رسد و در این مرحله وحی به بدن حضرت القاء می شود. در سال 1396 مقاله ای تحت عنوان فیزیک و شیوه نزول وحی در سایت منتشر کردم و برای اولین بار ترجمه و تفسیری کاملا متمایز با تفاسیر مرسوم بیان داشتم و اشاره کردم که شیوه نزول وحی توسط یک نیروی قوی شدید القوی که کانالی کوانتومی از افق اعلی به سوی رسول اکرم ص ایجاد کرده بود به درازی ماوراء جهان مادی تا باندازه دو سر یک کمان که با حضرت فاصله داشت وحی را به بدن ایشان القاء می کند و به دل می نشیند و این چنین وحی ابلاغ گردید. از آیات و با کمک تصورات فیزیک کوانتوم به آن برداشت رسیدم. شاید برای برخی تفسیر من مطلوب نبوده ولی آیات چنین بیان کرده است. سوالی برای من باقی مانده بود که چرا خداوند از این شیوه فیزیکی استفاده کرده و آن هم با مدیریت جبرئیل و می توانست وحی را به یکباره به حضرت القاء نماید. اخیرا دانشمندان روسی رشته جدیدی در علم کوانتوم و تاثیر امواج و القاء کلام بر مولکول DNA در آن گشودند و این تاثیر کلام در فاصله مشخص میتواند در ژنوم تغییراتی ایجاد کند. من پاسخ خودم را پیدا کردم. موارد دیگری هم در باره ارسال اطلاعات اعمال انسان توسط روح که امر خداوند در درون ژنوم موجودات زنده است که در مقالات قیامت از دیدگاه علم کوانتوم و قرآن و راجر پنروز دانشمند فیزیک نظر قرآن را تائید کرد- اشاره شده. موضوعات متعددی را من از قرآن کشف و بیان کرده ام و علم پس از چند سال بعد آن را ثابت کرده است و بیان کننده موضوع من بوده ام و فقط به این دلیل مطرح می کنم که برداشت من از قرآن صحیح بوده است. اعجاز قرآن در چینش کلمات آیات متشابه است. لطفا قبل از ادامه مطالعه این نوشتار به دو مقاله فوق مراجعه فرمائید.
مطالعه بیشتر: قاب قوسین او ادنی در القاء وحی و دلیل علمی آن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1791
مقدمه نوشتار
خداوند متعال خالق علم است و آیات متشابه هم را برای بیان مطالب علمی در قرآن که در زمان صدراسلام ناشناخته بوده است به زبان تشبیه و تمثیل برای نسل های آینده زمان صدر اسلام بیان فرموده. باید باور کنیم که تفاسیری که ابن عباس از آیات متشابه خلقت انسان بیان فرموده واقعیت و منظور آیات متشابه را بیان نمی کند. تقریبا تمامی تفاسیری که امروزه بیان می شود ریشه در همان زمان دارند. نگاه آن زمان بر تصورات ذهنی و تخیلات حاکم بر تفکرات عامه مردم بنا شده بود. علوم طبیعی نزدیک به هزار سال بعد به مرور پا به عرصه وجود گذاشتند و به کشف واقعیت های خلقت انسان و کیهان و حیات و سایر پرداختند. آیه ای از قرآن را اشاره کنم و به تاریخچه پیدایش حیات از نطر قرآن بپردازم. به آیات 73 و 74 سوره اسراء توجه فرمایید.
وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً
نزدیک بود تو را از آنچه وحی کرده بودم منحرف سازند تا چیز دیگری را به دروغ به ما نسبت دهی و بعد هم همچنان پیرو تو باشند. منظور از این آیه چیست؟ با تفاسیری که از آیات میکردند که منظور خدا از این و آن آیه این است. کسانی که این کار را میکردند پیرو قرآن بودند و هستند. این آیه تمثیل است و رسول اکرم ص از این کار مبرا است ولی خداوند به ما تذکر می دهد که بسیاری از مسلمانان آیه را طوری تفسیر می کردند و می کنند که با منظور آیه فرق میکند. آیا این امکان وجود ندارد که تفاسیری که در باره خلقت انسان در صدر اسلام می کردند با منظور آیات فرق کند و غلط باشد. برداشت من از آیات خلقت انسان و علقه به عنوان مرحله اساسی خلقت انسان در حال شدن را مورد بحث قرار میدهیم. ابتدا رخداد خلقت انسان از ابتدا تا علقه را تعریف و سپس با آیات قرآن آن را اثبات و با علم زیست شناسی و پیدایش حیات مقایسه می کنیم.
مطالعه بیشتر: علقه و استقرار نفخ من روحی و ملائکه در آن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1925
مقدمه نوشتار
بحث سیاهچاله در علم اختر شناسی و فیزیک جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است و فکر دانشمندان فیزیک را به خود جلب کرده است. اینشتن فیزیکدان برجسته در قانون نسبیت عام خود پیش بینی کرده بود که نور چنانچه از نزدیک یک جسم با گرانش بسیار قوی عبور کند مسیرش خمیده می شود. به عبارتی نیروی گرانش این جسم قدرت جذب کنندگی قوی را دارند و حتی بر فوتون که ذره ای بی جرم است هم اثر میگذارد. دانشمندان بر اثر مرور زمان در یافتند که در سطح صاف فضا و زمان در اثر نیروی گرانش یک جسم قوی و فشرده خمیدگی ایجاد می شود و اگر شدت گرانش بسیار قوی باشد خمیدگی به حفره بزرگی تبدیل می شود، در حقیقت یک فرو رفتگی در سطح صاف زمان و مکان ایجاد می شود و این سطح فرو رفتگی را افق رویداد و فرو رفتگی را سیاه چاله نام گذاری کردند، ستارگان بزرگ که عمرشان به پایان میرسد و سوخت واکنش سنتز های هسته ای آنها تمام می شوند همه اجرام ساختار مادی آنها به درون سیاهچاله مکیده می شود. بحث سیاهچاله بسیار گسترده است و ما تنها نکات کلیدی که به این نوشتار مربوط می شود را بیان می کنیم. سوالات بسیاری از زمان مطرح شدن سیاهچاله در علم فیزیک ذهن دانشمندان را به خود مشغول داشته است از جمله اینکه ستاره که در خود می رمد و رانش می کند چرا به درون سیاهچاله میرود و این سیاهچاله از کجا پیدا می شود و چه عاملی آن را ایجاد میکند. دانشمندان تصور می کردند که بعد از پیدایش مه بانک و گذشت زمان غبار کیهانی تشکیل شده از اتم های هیدروژن و هلیوم در اثر گرانش به هم نزدیک و فشرده شدند و کهکشان ها به وجود آمدند. نیروی قوی که شروع به مکش غبار در فاصله هزاران میلیون کیلومتر اطراف یک مرکزیتی آغاز کرد چگونه ظاهر شد و آیا در یک مکان خاص صورت گرفت و یا تصادفی مثلا دو ذره به هم وصل شدند و ذرات دیگر به آنها پیوستند و بزرگ و بزرگتر شدند تا جسم بزرگی با گرانش زیاد به وجود آمد و گرانش عظیمی شکل گرفت و شروع به چرخش نمود و این چنین کهکشان ها خلق شدند.
علم اختر شناسی در پیدایش این رخداد در مانده است. وجود سیاهچاله با معادلات ریاضی به اثبات رسید. دانشمندان به این مطلب که ستارگان پس از مرگ به سیاهچاله ای فرو میروند و محو میشوند نظر داده اند ولی وجود سیاهچاله خارج از معادلات ریاضی را نتوانسته بودند به اثبات برسانند. دریک هفته قبل جایزه نوبل فیزیک به سه نفر از فیزیکدانان مشهور در رابطه با تلاش آنها برای به باور نشاندن وجود سیاهچاله تعلق گرفت. پرفسور پنروز با رصد کهکشان راه شیری به داده هایی دست یافت که ثابت میکرد که در مرکز کهکشان راه شیری سیاهچاله عظیمی نهفته است و این مطلب برای فیزیک دانان که تصور میکردند که ستارگان پس از نابودی سیاهچاله را ایجاد و در آن محو میشوند ولی اینکه در حال حاضر مرکزیت کهکشان به سیاهچاله ای چسبیده است کشف جدید و جالبی بشمار می اید. نصف جایزه نوبل فیزیک به ایشان تعلق گرفت. دو فیزیکد ان دیگر به نام های Reinhard Genzel و خانم Andrea Ghez نصف جایزه نوبل فیزیک را به خود اختصاص دادند. هر دو کشف کردند که یک شیی نامرئی و به شدت چگال و سنگین بر مدار ستاره ها در مرکز کهکشان حکمرانی میکنند که میتوان آن را یک سیاهچاله کلان جرم تعریف کرد. پنروز ثابت کرد سیاهچاله ها با قانون نسبیت اینشتین همخوانی دارند و در مرکز سیاهاله ها یک محدوده سینگولاریته وجود دارد که در آن قوانین طبیعت از اعتبار میافتند. مطلبی که پرفسور هاوکینگ آن را پیش بینی کرده بود. حال ما چه نتیجه ای از این مطالب میخواهیم بدست بیاوریم.
مطالعه بیشتر: مواقع النجوم در قرآن و جایزه نوبل فیزیک2020
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1786
مقدمه نوشتار
آیات متشابه بیشماری در خلقت زمین و حیات و درون آن انسان در قرآن وجود دارند که با دید و نظر گذشتگان و در زمانی که علم هنوز متولد نشده بود تفسیر شده و دیدگاه های علم روز زمین شناسی و پیدایش حیات در آن نظرات لحاظ نشده و مفسرین محترم هنوز هم با همان دیدگاه کهن به آیات متشابه خلقت حیات و روند پیدایش زمین و خلقت انسان نگاه می کنند و پایه تفسیر ها بر اصل هفت آسمان بطلمیوسی که با دید گاه علم روز هم خوانی ندارد بنا شده. بطور مثال دو کلمه در قرآن در پیدایش زمین مطرح می شود رواسی و جبال هر دو را کوه ها که ریشه در زمین دارند تفسیر می کنند. علم روز زمین شناسی کوه ها را نتیجه پیدایش قاره ها از یک قاره بهم پیوسته می داند، بنابراین رواسی باید معنی خاص خود را داشته باشد. وقتی خداوند در آیه 9 سوره فصلت از خلق زمین در دو دوره بیان می فرماید و در آیه بعد بر روی زمین من فوقها رواسی قرار داده می شود این مفهوم را می رساند که بعد از دو دوره پیدایش زمین ابتدا پوسته جامد بر روی زمین قرار می گیرد و تحولات روی پوسته جامد با سرد شدن آن به پیدایش حیات و مولکول های آن منجر می شود.
این رخداد را علم زمین شناسی حدود ششصد میلیون سال بعد از تولد زمین و حدود 4 میلیارد سال قبل می داند عمر زمین 4/6 میلیارد سال است و پیدایش قاره ها رخدادی که باعث پیدایش کوه ها شد در حدود 150 الی 400 میلیون سال قبل است. چنانچه ما برای تفسیر آیات متشابه که با علم سر و کار دارد نیم نگاهی هم به علم روز بیاندازیم متوجه منظور خداوند متعال می شویم و آیات را مطابق واقعیت قرآن تفسیر می کنیم.
خداوند آیات متشابه قرآن را برای نسل ظهور اسلام نازل نفرموده که هر آن چه آن ها در بیان آیات متشابه خلقت کیهان، خلقت زمین و پیدایش حیات فرمودند را ما وحی منزل بدانیم و آیات متشابه قرآن را طوری تفسیر کنیم که با آن نظرات تطبیق پیدا کند. خداوند خالق علم است و هر آن چه در زمینه خلقت کیهان و زمین و حیات می فرماید مطابق علم بیان می کند و تاویل هایی که غلط باشند را دروغ بر آیات الهی می داند. در آیه 7 سوره آل عمران و در آیه متشابهات ما را از تاویل این قبیل آیات منع فرموده و می فرماید تاویل این قبیل آیات را خداوند می داند و راسخون فی العلم و راسخون فی العلم هم دانشمندان علوم طبیعی هستند که غیب مشهودات کیهان و حیات را کشف می کنند. خداوند در آیه متشابهات آیات را به دو قسمت تقسیم فرموده و محکمات را اصل قرآن می داند که فقه اسلامی بر آن قرار داده شده و آیات متشابه را برای انسان های اهل علم و دانش که کشف مفاهیم علمی آن آیات حقانیت وجود خداوند را اثبات می کند نازل فرموده. برای نمونه آیه 10 سوره فصلت را بررسی می کنیم و با دیدگاه علم زیست شناسی و زمین شناسی تجزیه و تحلیل می کنیم و در می یابیم که بسیار راحت تر به مفاهیم عالیه آیه می رسیم تا دنباله رو نظر گذشتگان کهن باشیم.
مطالعه بیشتر: اقواتها رزق و روزی اهل زمین نیست غذای نطفه اولیه حیات است
Write comment (1 Comment)