خانه

لَقَدْ خَلَقْنَا الانسانَ مِن صلْصال مِّنْ حَمَإٍ مَّسنُونٍ ...

 

قل سیروا فى الارض فانظروا کیف بدأ الخلق

در زمین گردش کنید وبنگرید خداوند چگونه حیات را آفرید. بر اساس آخرین یافته های علمی زیست شناسی پایه واساس حیات از حما مسنون آغاز شد ، توده سیاه رنگ چسبنده بر روی سفال داغ و پخته ،ماکروملکول های آلی زنجیره ای حامل کد های ژنتیکی .زیبا ترین وپر مفهوم ترین کلمه ازمشهودات حیات واین نقطه آغاز تکامل حیات است .هدف این سایت آشنائی بیشتر با قرآن مجید و نگاه به آن با دید وعینک علوم طبیعی وفیزیک است و شفاف کردن موضوعات  خلقت کیهان در شش روز ، زمین در دو روز و مفهوم هفت آسمان  وخلقت آن در دو روز و اقوات در چهار روز از دیدگاه قرآن ومقایسه آنها با  آخرین نظریه های علمی است. به علاوه موضوع مرگ وحیات، قیامت از دید علم فیزیک وقرآن مورد تجزیه وتحلیل قرار میگیرد .مقالاتی در این زمینه تقدیم باز دید کنند گان سایت میگردد به علاوه بر اساس کیف بدأ الخلق شما را با بند پایان وحشرات ایران  وعجایب خلقت آن اشنا میکنیم وسایت حشرات ایران تنها سایت حشره شناسی با متنوع ترین انواع گونه های راسته بند پایان در خاور میانه با حدود 20000 عکس دست اول وتصویر برداری شده توسط اینجانب که همه آیاتی از خداوند متعال در حیات زمین هستند. برای آشنا شدن با شگفتی های خلقت حیات در اختیار مراجعه کنندگان این سایت قرار می گیرد. این سایت  به نام حشرات ایران متعلق به سایت حما مسنون است .امیدواریم مورد توجه بازدید کنند گان قرار گیرد آدرس سایت حشرات ایران .insectsofiran.com

-فهرست مطلب قدیمی 1 و فهرست مطالب قدیمی2 - مقالات قدیمی تردر آیکن نقشه سایت قرار دارد .CopyRight ©    سید محمد تقوی اهرمی.

برای آشنائی با رزومه اینجانب اینجا کلیک کنید. اینستاگرام #hammanmasnun

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مفهوم ملکوت سموات الاعلی مثل الاعلی ملائ الاعلی و تصورات خیالی

 

مقدمه نوشتار


قرآن یک دیدگاه خاص دارد که ما باید ابتدا این دیدگاه را درک کنیم و سپس به معانی و مفاهیم کلمات کلیدی در یک موضوع خاص بپردازیم. مسئله مهم اینکه قرآن تنها برای مردم زمان نزول قرآن فرستاده نشده و متعلق به تمامی زمان ها است. اصول قرآن بر محکمات قرآن بنا شده و آیات متشابه یا متشابهات در ارتباط مستقیم با علوم طبیعی است برای ایجاد یقین در محکمات قرآن است و رسیدن به حقانیت خداوند متعال. خداوند انسان را آفرید و عنصر اختیار وعلم و خلاقیت که از اسمائ خداوند است در نهاد او گذارد و او را هدایت میکند و ناظر بر اعمال و رفتار او است. دنیا همین حیات کره زمین، محل فعالیت و اعمال انسان است و محل آزمایش او است چرا خداوند کیهان با این عظمت را آفرید؟ برای اینکه در کره زمین حیات را از آب خلق کند و از درون آن انسان را در یک پروسه برنامه ریزی از دورن تکامل موجودات بیرون آورد.

برنامه ذات باریتعالی 

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ- آیا چنین میپندارید که ما شما را بیهوده و بدون برنامه ریزی هدفمند آفریده ایم و بسوی او باز نمی گردید. بنابراین حیات روی زمین وانسان هدف بوده است و از نظر ذات باریتعالی حیات زمین که هفت جو زمین و زمین است از اهمیت خاصی بر خوردار است. خداوند همه مثل ها را از مشهودات حیات در زمین و از چگونگی خلقت کیهان به عنوان پایه و اساس بنای حیات که از مشهودات قابل رویت و در معرض دید ما قرار دارد میزند.


وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ-2 روم –و او است که خلقت را آغاز میکند و آن را باز آفرینی میکند(در حیات زمین که محل باز آفرینی مکرر است) و این کار برای او آسان است برای او این یک مثال والا است در جو زمین و زمین که او عزیز وحکیم است. متاسفانه برای تفسیر و ترجمه نظرات گذشتگان در صدر اسلام را معیار قرار داده ایم وهر چه آنها با استناد با علم روز و تصورات ذهنی آن موقع بیان کرده اند پایه تفکرات ما در باره آیات متشابه قرار گرفته است.

باید قبول کنیم که نظر آنها بر مبنای علم روز نیست و تخیلات ذهنی و مخلوط شده با خرافات است. البته نظر گذشتگان تنها در باره تاویل آیات متشابه با علم روز آن زمان بوده است و نه نظرات دیگر که اساس و پایه رشد و گسترش اسلام بر تلاش آنها بوده واحادیث و روایت در باره محکمات جای خود را دارند باید در نظر علمی گذشتگان بازنگری شود. مثلا سمائ الدنیا را تمامی کیهان مشهود میدانسته اند و بالای آنها هم شش سموات دیگر در عالم خیال درست کرده و بالاترین سموات را ملکوت اعلا تصور شده که جایگاه ملائکه و روح و خداوند است و از آنجا سموات والارض را مدیریت میکند. افرایتم را آیا نمی اندیشید معنی میکنیم. نمونه فراوان است.

عوالم خیالی ساخته و پرداخته غلط ذهن ما

چقدر فاصله این آیات را با علم روز زیاد کرده و شبهات فراوان خلق کرده ایم و معانی کلمات خداوند را عملا جعل میکنیم. این همه آیات واضح در قرآن وجود دارد که سبع السموات را هفت جو زمین دانسته را فدای تصورات غلط گذشتگان میکنیم. در اینصورت ملکوت السموات والارض ، ملائ الاعلی و مثل الاعلی را به عالم دیگر ارتباط میدهیم و به مفاهیم قرآن توجه نمی کنیم. تا توانسته ایم عالم درست کرده ایم. عالم برزخ، عالم ملکوت، عالم ذر، عالم برهوت در صورتیکه در قرآن ما دو عالم بیشتر نداریم

عالم غیب وعالم شهادت. عالم غیب هم دو نوع است رمز و رموز پنهان سموات والارض که جهان مادی است که در قرآن به آن عالم غیب السموات والارض اشاره دارد که علوم تجربی به این عالم که قوانین ماده و ساختار آن است میتواند دست یابد دیگری عالم غیب است که ارتباط با ماورائ ماده دارد و که تنها مختص خداوند است و انسان به آن دسترسی ندارد. دو نوع بودن عالم غیب را از این آیه استنباط کرده ام وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ-کلید غیب نزد خداوند است که هیچ کس جز او نمیداند- علاوه بر آن هر چه در خشکی و دریا است میداند و برگ درختی نمی افتد مگر آن را میداند (مکانیسم علمی افتادن برگ درخت را او ساخته است) وهیچ دانه ای در دل تاریکی زمین نیست مگر به آن واقف است و هیچ تر و خشکی نیست (اشاره به حیات درون خاک ) همه این ها در نرم افزار خلقت است در سخت افزار کتاب مبین قرار دارد. غیب نخست که تنها خدا میداند اشاره نمی شود ولی غیب سموات والارض مثال میزند و خواست خداوند بر آن قرار گرفته که ازعلم این غیب به دانشمندان عطا کند. یعلم ما بین ایدیهم و من خلفهم ولا یحیطون به من علمه الا بما شاء. بحث غیب و شهاده نیاز به مقاله جداگانه ای دارد به موضوع این مقاله ملک و ملکوت السموات والارض می پردازیم.


ملک خداوند در جهان مادی


در بسیاری از آیات خداوند مالکیت خود بر سموات والارض به عنوان کیهان وهفت جو زمین اعلام میکند وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ سموات والارض ملک خداوند است. سموات والارض بر اساس سیاق آیه و قرارگرفتن در بین آیات قبل و بعد مفهوم آن به عنوان کیهان و یا هفت جو زمین و زمین یا سبع السموات مشخص میشود. در نمونه آیات زیرسموات و الارض سبع السموات یا جو زمین است. آیات 5 الی 8 آل عمران


إِنَّ اللّهَ لاَ يَخْفَىَ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء-
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ-
وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ-
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ


هیچ چیزی در جو زمین و زمین از خداوند پنهان نیست و او است شما را در رحم ها بر اساس خواست و برنامه خود صورت دهی میکند ) خواست خدا قانون تدوین شده به عنوان نرم افزار برنامه ریزی صورت دهی در رحم ها است ) هیچ معبودی جز آن توانای حکیم نیست و سموات والارض (جو هفت طبقه زمین) ملک او است و برهر شیئ قادر است بدرستیکه در خلقت سموات والارض ( سبع السموات) و اختلاف شب و روز (درآن) آیاتی برای خردمندان است


در برخی آیات هم سموات والارض به عنوان کیهان به ملک خود اشاره میکند آیه 6 سوره انعام


وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ وَيَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ ۚ قَوْلُهُ الْحَقُّ ۚ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ۚ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۚ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ-خداوند کیهان را به حق آفرید و روزی که گفته شد باش و شد، به حق فرمان داده شد روزی که در صور دمیده میشود نیز ملک او است دانای غیب و شهاده ( دانای نهان و آشکار) او است. روزی که در نفخ فی الصور دمیده میشود میتواند اشاره به ایجاد و انبساط کیهان باشد که تشیبه شکل گرفتن آن مانند شکل شیپور است که آن لحظه که کیهان ابداع میشود هم ملک خدا بوده است. یقول آینده در گذشته است ودر اینجا ربطی به قیامت ندارد.به قواعد عربی مراجعه فرمائیید. جواب دانشمندان فیزیک که میگویند ایجاد کیهان از هیچ بوده و صاحبی نداشته است این چنین داده میشود .آن لحظه که کیهان از هیچ ابداع شد ملک خداوند است.


در اینجا ملک به معنی مالکیت کیهان و جو زمین است که سیطره قدرت او است. حال برخی فرمانروائی معنی میکند که باز میگردد به همان ملک و مالکیت که این مفهوم را دارد که خداوند خالق محدوده سیطره خود است. اینجا به مادی بودن ملک اشاره دارد.از آنجائیکه حیات در زمین و انسان درون آن برای خداوند و برنامه ریزی او اهمیت زیادی دارد این مالکیت بیشتر مالکیت در حیات زمین است. در سیطره مالکیت او به ماورائ طبیعت اشاره نشده . سموات الاعلی، مثل الاعلی، ملائ الاعلی همه به نظر اینجانب تمثیل های عینی جهان مادی است.

در قدیم دانش انسان نسبت به جهان مادی بسیار اندک بود و علم روز آن زمان اعتقاد به زمین به عنوان مرکز عالم داشت و اطراف زمین را طبقاتی فرض میکردند که زمین را احاطه کرده بود و از آنجائیکه کلمه هفت آسمان جزئ فرهنگ و باور مردم قرار گرفته بود و هر آنچه از مشهودات عالم بالای زمین قرار داشت را آسمان اول میدانستند وهفت آسمان بالا را هرکدام تصوارت ذهنی خاصی برایش ساخته بودند و آسمان هفتم هم جایگاه خدا و ملائکه (فرشته گان ) می پنداشتند. مفسرین صدر اسلام هم با تکیه بر این تصورات آیات متشابه قرآن را در باره سموات و آسمان بالا (منظور بالای زمین ساکن) و هم سایر آیات متشابه را با همان تصورات علم کهن تفسیر نمودند و بر باور ما نشست تا جائی که با وجود منسوخ شدن هفت طبقه بطلمیوسی همچنان مفسرین نمیتوانند این تفکرات کهن را با علم جدید عوض کنند.مثلا زیننا السمائ الدنیا به زینت الکواکب را سمائ همان طبقه اول تفکرات بطلمویوسی میدانند. به تفسیر این آیه در تفاسیر از جمله دانشنامه اسلامی مراجعه فرمایید. همه کلمات متشابه همان تعاریف بیان شده کهن است. چند مثال می زنم تا به کلمه ملکوت برسیم.


مفهوم مثل الاعلی


وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ ۚ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَىٰ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم- و اوست که خلقت را آغاز میکند و سپس آن را باز آفرینی میکند( تمامی پدیده های حیات دارند بر اساس الگوی اولیه آغاز خلقت باز آفرینی میشود) و برای او این کار آسان است و نمونه بارز آن یا مثل الاعلی در جو زمین و زمین (که حیات و انسان را درون آن آفرید قابل مشاهده است)است و او عزیز وحکیم است. این کلمه را مفسرین به طرق مختلف تفسیر کرده اند و اگر بررسی فرمایید همه نظر گذشتگان است و نه در آیه تفکر و تعقل کردن است- یعیده را برگشت به قیامت تفسیر میکنند.


مفهوم سموات الاعلی


تنزيلاً ممن خلق‌الارض و السموات‌العلي- الرحمن علي‌العرش‌استوي- له ما في‌السّموات و ما في‌الارض و ما بينهما و ما تحت‌الثري-طه 4-6


این قرآن از طرف خداوندی نازل گردید که زمین و جو هفت طبقه رفیع و بالا برده شده را آفرید خداوند رحمان که به مدیریت آن پرداخت هر آنچه در سموات (جو زمین) و در زمین و بین آنها و زیر خاک ( همه موجودات زنده و جمادات و ابرها که از محدوده جو زمین تا زیر خاک قرار دارند همه ملک اوست. یعنی هر چه در حیات زمین است. حیات زمین در کجا قرار دارد هفت طبقه جو زمین و سمائ باران زا و گیاهان و جانوران در هوا مانند پرندگان و بند پایان و و گونه های فراوان دیگر از بند پایان که در خاک فعالیت میکنند و بقائ حیات در زمین مدیون فعالیت آنها است. در این آیه سموات الاعلی را طبق تعاریف هزار سال قبل و تصورات ذهنی همان آسمان بالا تعریف میکنند. محل فرشتگان. به آیات دیگر قرآن توجه نمیشود که خداوند فرموده هر طرف که شما نگاه کنید محل خدا است و در وجود شما از رگ گردن به شما نزدیک تر است. ملائکه در کیهان مستقر هستند محلی در ماورائ کیهان جائی ندارند مگر اینکه روح والملائکه پس از پایان کیهان به خدا رجوع کنند.

تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ -به مقاله یومٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه روزهای قیامت مراجعه فرمایید-بنابراین سموات الاعلی در همین جو زمین است. چند ملک هستند که هر کدام مسئولیت خاصی در جهان مادی دارند و فرمان را از افق الاعلی میگیرند و ما نمی توانیم تجسم کنیم که آنها به چه شکلی هستند ولی نیرو و از جنس نور میتوانند باشند که به خواست خداوند میتوانند برای انجام ماموریت در جسم مادی حلول کنند یعنی فرمان یا امر خداوند یک جسم مادی را انتخاب و امر به اجرا در می اید .این مطالب از آیات خداوند استنباط میشود. کلمه افق الاعلی در باره جبرئیل که مامور رساندن وحی به رسول اکرم (ص) بود آمده است. فیزیک و شیوه نزول وحی در قرآن


مفهوم ملائ الاعلی


رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ- إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ- وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ- لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ- دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ- إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ- 5 الی 10 سوره صافات خداوند صاحب هفت جو زمین و زمین(جو زمین) وهرچه که بین این دو است و خداوند مشارق بدرستیکه ما جو زمین را به زینت ستارگان مزین کردیم و آنرا از هر نیروی سرکشی محافظت میکنیم ( جو زمین حفاظ دارد)مگر نیروی هجوم آورنده که محدوده بالای جو زمین نفوذ کند که متلاشی و بهر سوی پرتاب میشود از مسیر مقدر شده خارج شود نابود میشود مگر اینکه بعد از برخورد از آن رانده شود( از نقطه کوری رد شود) که بصورت شهابی تعقیب میشود. این آیه تمثلی است که برخورد خورده سنگ ها به جو زمین و سوختن در جا و پرتاب شدن بصورت شهاب سنگ را با تشبیه بیان میفرماید. یسمعون نفوذ کردن میتواند معنی دهد. به آیه 38 سوره طور زیرتوجه فرمایید.


أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ یَسْتَمِعُونَ فِیهِ فَلْیَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ. مگر نردبانی دارند که با آن می‌شنوند؟ پس هر که شنیده است، دلیل بیاورد. مفهوم آیه یستمعون نفوذ به سمائ معنی میدهد که با نردبان تمثلی بالا رفتن به سمائ را بیان فرموده است
دزدکی گوش دادن با نفوذ صورت میگیرد و تشبیهی است برای رخ دادی که درحفاظ جو زمین به وقوع میپیوندد.

ملائ الاعلی همان محل رخ داد است یعنی سموات الاعلی است. اگر ملائ الاعلی آسمان معنوی باشد شهاب سنگ ها که مادی هستند آنجا چکار میکنند. شهاب سنگ ها بر اساس علم اختر شناسی در اطراف زمین هستند که برخی راه خود را کج میکنند و دزدکی وارد ملائ الاعلی بالای جو زمین میشوند. توجه داشته باشیم این آیه از جمله آیات متشابه است و ظاهر آیه مقصود آن را بیان نمیکند ما متاسفانه ظاهر آیه را چسبیده ایم و به باطن آیه توجه نداریم. در سوره نبائ هم ملائ الاعلی تکرار شده که معنی همین بالای جو زمین منظور است.


قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ - أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ - مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ –إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ - بگو آن خبری بزرگ است (قیامت که در باره آن با هم یتخصمون میکردند) که شما از آن روی بر میگردانید بگو من در باره ملائ الاعلی که مجادله میکردند هیچ دانشی ندارم و وحی که به من میشود چیزی نیست مگر هشدار دهنده ای آشکار هستم. در مورد کلماتی مانند سموات الاعلی و ملا الاعلی دانشی ندارم من فقط وحی را ابلاغ میکنم. از آنجائیکه تصورات ذهنی اسرائیلیات و سموات بالا به عنوان جائی در عالم بالا در ذهن ما نقش بسته کوشش نکرده ایم در باره مفاهیم کلمات يَسَّمَّعُونَ و الْمَلَإِ الْأَعْلَى تحقیق و بررسی کنیم و در بست معانی قدیم را عینا ترجمه میکنیم و فکرنمی کنیم که این آیات متشابه هستند و باید مفهوم اصلی را بیرون آوریم.


مفهوم ملکوت السموات والارض


ملکوت میتوان چنین معنی کرد که جائی است که اسباب طبیعت دست اندر کار سامان دهی و مدیریت آن محدوده مثلا سموات والارض است. ملک محدوده مالکیت است ولی در آن مالکیت باید اسبابی باشند که آن مالکیت را حفظ کنند. حال بر گردیم به معنی ملکوت کلمه ملک یعنی سبب که ملائکه جمع آن است وملائکه قوانین جاریه خلقت است وملکوت محدوده جاری شدن آن است. حال به آیات 75 الی 79 سوره انعام که خداوند اشاره دارد که ملکوت سموات الارض را به حضرت ابراهیم نشان دادیم. آیات را بررسی کنیم شیوه نشان دادن ملکوت چگونه بوده است.


وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ- فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ- فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ- فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ- إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ


واین چنین به ابراهیم ملکوت سموات والارض را نشان دادیم که از جمله یقین کننده گان باشد. پس چون شب بر او پرده افکند ستاره ای دید گفت این باید خدای من باش و وقتی ستاره غروب کرد گفت افول کننده را دوست ندارم (نمی تواند خدا باشد) و چون ماه طلوع کرد گفت این باید خدای من باشد و چون ماه ناپدید شد گفت اگر خدای من مرا هدایت نمیکرد قطعا از زمره گمراه شوندگان بودم. چون خورشید بر آمد گفت این که بزرگتر است باید خدای من باشد و هنگامی که خورشید غروب کرد گفت ای قوم من از آنچه برای خدا شریک می سازید بیزارم و نتیجه گرفت و گفت من از روی اخلاص روی خود را به کسی میکنم که سموات والارض را (کیهان را) منبسط کرد و من از مشرکان نیستم.


از مضمون آیه چنین بر می آید که حضرت ابراهیم از اول خدا پرست بود. خداوند از زبان حضرت ابراهیم حقایقی را بیان میکند که ستاره و ماه و خورشید نمی توانند خدا باشند. در پایان سخنی میگوید که سخن خدا است نه سخن حضرت ابراهیم میگوید خدائی که سموات والارض (کیهان ) را منبسط کرد خدای من است .مگر حضرت ابراهیم میدانست که بیگ بانگی وجود دارد و انبساط کیهانی. همان ماه و خورشید و ستاره محدوده ملکوت سموات و الارض است که با اسباب و قوانین خاص که امر خدایند پا برجایند. از متنون آیات چنان چیزی استنباط نمیشود که خداوند حضرت ابراهیم را به آسمان ها برد و تمامی کیهان و بالای کیهان که ملک خدا است را به او نشان میدهد و یا بقول برخی مفسرین خدا چنان چشمی به حضرت ابراهیم عطاکرد که تا فیها خالدون کیهان را دید. دو آیه دیگر که ملکوت در آن آمده هم بررسی میکنیم. خداوند مطالب علمی را از قول پیامبران و در قالب گفتگو و یا داستان برای ما نقل میکند ما هنوز به روش قرآن آشنا نیستیم.


قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ -مومنون ۸۸-بگو ملکوت هر شیئ در ید قدرت او است او پناه میدهد ولی پناه نمیگیرد.ملکوت کل شیئ در ید قدرت او است همان معنی جایگاه و محدوده که سبب و ملائکه کار خودشان را برای بر پائی آن محدوده انجام میدهند.

فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ-این آیه بسیار واضح بیان میکند پس حمد و ثنا از آن خدائی است که ملکوت هر شیئ در ید قدرت او است و این ملکوت به خدا باز میگردد. به خدا باز گشتند یعنی ملکوت از بین میرود و به خدا باز میگردد که در آیات بسیاری اشاره شده که کیهان قبل از قیامت برچیده و به جائی که اولین بار ایجاد شدند بر میگردند.


أَوَلَمْ يَنظُرُ‌وا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْ‌ضِ وَ مَا خَلَقَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ وَ أَنْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَ‌بَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ-آیا در ملکوت سموات و الارض نمی نگرید که خداوند چگونه چیز ها را خلق کرده است و شاید مرگ آنها نزدیک باشد بعد از قرآن کدام سخن را باور دارید. نمی نگرید را نمی اندیشید معنی میکنند تا به تصورات ذهنی خود در ملکوت برسند. این کلمه بیان گر این است که سموات الارض هفت جو زمین و زمین است. بنابراین ملکوت عام ماورائ ماده نیست و این تفکرات از باقیمانده تفکرات اسرائیلیات و نظریه منسوخ شده هفت طبقه آسمان بطلمیوسی است. خداوند ملکوت خورشید و ماه و ستاره که از روی جو زمین دیده میشدند.(که با اسباب طبیعت مدیریت میشدند مثلا طلوع و غروب) ملکوت جدا از عالم مشهودات نیست. دلیل دیگر سموات الارض از تعینات ماده است و مشهودات است وقتی میگوئیم ملکوت السموات و الارض یعنی جائی که سموات و الارض هم به دنبالش آمده یعنی مکوت به سموات و الارض وابسته است و ملکوت الاعلی میتواند تا اندازه ای بیان گر عالم غیب باشد چرا که مادیات به آن وصل نیست. نتیجه اینکه مثل الاعلی، سموات الاعلی و ملکوت سموات و الارض و ملائ الاعلی همه در این جهان مادی است. سید محمد تقوی اهرمی 23 آذر 1398

 {jcomments on}

چرا علم و دانائ باعث ایجاد شبهات در آیات متشابه شده است

 

قرآن بسیاری از موضوعات مهم و علمی مانند سموات و الارض، خلقت انسان، پیدایش زمین و هفت آسمان و سایر موارد را از زبان پیامبران و در قالب تمثیل برای ما بازگو میکند. درقیامت که هنوز نیامده مصاحبه های جالب علمی مطرح میکند که در آن موضوعات علمی بسیار مهم و جالب گنجانده شده است. نباید چنین تصور کرد که قرآن مثلا هفت آسمان و یا انبساط کیهان را از فرهنگ زمان خاصی گرفته است واز آنموقع باب شد و بسیاری این طور تصور میکنند که هفت آسمان از حضرت نوح گرفته شده است. قرآن شیوه و روش خاصی در بیان جهان بینی خود دارد و لابلای گفتگوی پیامبران مطلب خود را میگنجاند. حضرت نوح از کجا میدانست که بالای سر ما جو هفت طبقه وجود دارد و یا حضرت ابراهیم از کجا میدانست که خلقت انسان از آغاز خلق ماده یعنی از انبساط کیهان که ماده خلق میشود شروع شده که میفرماید- قالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ- او (حضرت ابراهیم) گفت پروردگار من صاحب کیهان است و او کسی است که آنرا (کیهان) را منبسط کرد. من از آن واقعه جزئ گواهی دهندگان هستم. حضرت ابراهیم اولین کسی در جهان است که از انبساط کیهان نامبرده و بر آن شهادت میدهد. چرا کلمات کلیدی و مهم از نظر علمی با پیدایش انسان درفرهنگ انسان و همراه آدم اولین انسان تکامل یافته نشر یافت. مسلما برنامه ریزی خداوند بر این قرار گرفته بود. سموات والارض و سبع السموات را مثال میزنیم . خداوند کلمات و مطالب خود را برای فرهنگ سازی انسان وتکامل فکری او در وحی به پیامبران گوشزد میکرد وپیامبران که از واقعیت مطالب نا آگاه بودند آن کلمات را با تصورات ذهنی خود می آمیختند و خداوند کلمات خود را از گزند تصورات ذهنی و برداشت های غلط و القائات شیطانی محفوظ نگه میداشت. اینجا شیطان هوی نفسانی هر انسان است که به آرزو تشبیه شده و منی هم معنی آرزو، برنامه، چهارچوب فکری، تقدیر معنی میدهد. سموات والارض در ذهن یک تصور را ایجاد میکند و این تصور برداشت ذهنی از موضوع است. همه پیامبران با این مشکل روبرو بودند زیرا به علم موضوع آشنا نبودند و کلام خدا را در ذهن برایش یک تمنی درست میکرد و خدا این ها که از نفسانیات انسان است آیات خود را پاک میکرد.


وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
ما پیش از تو هیچ رسول یا نبیی را نفرستادیم مگر آنکه چون به خواندن آیات مشغول میشدند وآیات را با آرزوهای ذهنی خود مطابقت میدادند شیطان در آن ارزوها دخالت میکرد (تصورات ذهنی خود را در آیات دخالت میدادند) و خدا آنچه را که شیطان افکنده بود نسخ میکرد ( وبه نسل های آینه منتقل میکرد)، سپس آیات خویش را استوارمی بخشید و خدا دانا و حکیم است 52-حج خداوند به تمامی پیامبران کلمات خود را وحی میفرمود همنطور در قالب داستان ها و گفتگو با پیامبران و در فرهنگ مردم می نشست .کلمه هفت آسمان و خلقت انسان از نطفه و در آب و نفس واحده و داستان سلیمان همه در قالب تمثیل تکرار میشد تا زمانی که دانش بشر به فن آوردی ضبط توسط نوشتن رسید و همان اصطلاحات کتب قدیمی به قرآن منتقل شد و در قرآن همان کلمات شدند اعجاز قرآن. مثلا خلقت کیهان در شش روز و زمین در دو روز وخلقت انسان در سنگ رس و از توده سیاه امثالهم. اوج تکامل فکری وعلمی انسان در دوران کنونی به وقوع پیوسته و دانشمندان با ادله علمی به موضوعات نگاه میکنند و تمامی آیات متشابه خداوند در قرآن، در خلقت انسان را ملاحظه کنید و ببینید چقدر تصورات ذهنی کهن با دانش امروزی تفاوت دارد و تحجر افراد نمی گذارد به واقعیت های علمی آیات برسیم.

در صورتیکه مقایسه با علم روز به آیات نزدیک تر است. تا یکی دو قرن اخیر همه به دانش کهن اعتقاد داشتند و اختلافی هم در اذهان مانند امروز وجود نداشت وهمه تصور میکردند که نظر دانشمندان قدیم حجت است. اما همینکه علوم طبیعی بسیاری از بینات و آیات خداوند در طبیعت را بیان کرد که با ذهنیات کهن همخوانی نداشت اختلافات شروع شد و شبهات زائیده شدند و بازار معاندین و مخالفین گرم شد و متحجرین با دفاع غلط از تصورات کهن این بازار را گرم نگه داشته و میدارند. مثلا درآیه الم یک نطفه من منی یمنی را اینطور در گذشته دور معنی میکردند. آیا او منی یا آب مرد نبود که در( رحم)ریخته میشد. این از منظر علم اشکالات فراوان دارد.اول آب مرد نطفه نیست و نطفه از لقاح ژن نر و ژن ماده ایجاد میشود. قدما فکر میکردند که آب مرد دلیل باردار شدن زن میشود و زن فقط ظرفی است برای ریختن آب مرد. البته دانش گذشتگان بیش از این چیزی دستگیرشان نمیکرد. اختلاف از زمانی آغاز شد که دو گروه ایجاد شدند گروهی که میخواهند آیات متشابه را با علم روز مقایسه کنند و گروه دیگر که همچنان با تصورات کهن وابسته هستند.

حتی چند نفر از بزرگان عنوان کرده اند که علم در دین کاربردی ندارد. البته درست میفرمایند برای آنها کاربردی ندارد زیرا تصورات غلط ذهنی در تفکر و تعقل آنها پرده افکنده و قابل تغییر نیست .ولی جوانان تحصیلکرده علم و منطق را میخواهند. زمین مرکزی و آسمان های پوست پیازی نظریه منسوخ شده بطلمیوسی 1500 سال حاکمیت تصورات ذهنی را در قبضه خود داشت و یکی دو قرن اخیر میدانیم که کیهان چه شکلی است. هنوز آثار این تفکرات در تفاسیر دیده یشود مثلا آیه زیننا السمائ الدنیا ، سمائ کره زمین که محل اعمال و زندگی ما انسان است را طبقه اول بطلمیوسی میدانند یعنی سمائ دنیا همه کیهان مشهود است به تفاسیر مراجعه فرمائید.

برخی اعتقاد دارند، از آنجائیکه علم دائما در تغییر است به زعم آنها نباید به علم اعتماد نمود (تغییر در نظرات را ناپایداری علمی میدانند و نه تحولات علمی کسانی به این امر اعتقاد دارند که خود تحصیلکرده هستند ولی تصورات غلط بر باور آنها ریشه دوانده و از بهم خوردن بافت تصورات ذهنی خود هرسناک هستند و به اینموضوع اعتقاد ندارند که خداوند خود علم را آفریده و نقصان در فکر و باور ما است نه در قرآن).این افراد با خود فکر نکرده اند که تصورات کهن هزار سال قبل هم برداشت گذشتان از علم روز بوده است .چرا آنها بتوانند موضوعات را با علم روز مقایسه و بر باور ما بنشانند ولی ما اگر آیات متشابه را با علم روز مقایسه کنیم میشویم از طایفه لغویون معاصر که جایز نیست. ولی خداوند متعال این رخ داد را پیش بینی کرده است.

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ. سوره البقرة -213 : مردم امت واحده بودند که برای آنها پیامبران و رسولان و بشارت دهندگانی برایشان برانگیخیم وبا آنها کتب هائی با مبنای حق فرستادیم تا بین مردم به آن قضاوت کنند. ولی در آن نوشته ها اختلاف کردند و این اختلاف از زمانی که علم بینات و دلائل ما را روشن کرد پدید آمد، ولی اختلافات میان مردم ناشی از جهل و نادانی آنها است. پس خداوند افراد مومن را را به حقیقت آنچه میخواست هدایت کرد.
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ-بدرستیکه که دین نزد خداوند اسلام (تسلیم در برابر فرامین خداوند) است و کسانیکه کتاب آسمانی دریافت کردند بعد از آنکه علم برایشان آمد ازروی نا آگاهی راه اختلاف را برگریدند کسانیکه به آیات خداوند کافرمیشوند پس خداوند سریع الحساب است.
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ -13 شوری-از شرع دين آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كردیم و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه‏ اندازى مكنيد بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرا مى‏خوانى گران مى‏آيد خدا هر كه را بخواهد به سوى خود برمى‏گزيند و هر كه را كه از در توبه درآيد به سوى خود راه مى‏نمايد- ادامه آیه
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ- سوره الشورى -14و فقط پس از آنكه علم برايشان آمد راه تفرقه پيمودند (آن هم) به دلیل- بغیا بینهم-نا آگاهی و نادانی (طبری جامع البیان جلد2 صفحه196 )و اگر سخنى -داير بر تاخير عذاب- از جانب پروردگارت تا زمانى معين پيشى نگرفته بود قطعا ميانشان داورى شده بود و كسانى كه بعد از آنان كتاب (قرآن) را ميراث يافتند واقعا در باره او در ترديدى سخت دچار هستند. اورثوا اکتاب را در برخی ترجمه ها و تفاسیر تورات معنی میکنند که با توجه به آیه قبلی منظور قرآن است. کسانیکه بعد از عیسی و موسی کتاب را به ارث میبرند.
وَآتَيْنَاهُمْ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ ۖ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ- سوره الجاثية -17-و به آنان دلايل روشنى نسبت به بینات من الامر خود داديم، پس اختلاف نكردند مگر پس از آنكه علم حقيقت آن را آشکار کرد (و اين اختلاف) از روى حسادت و برترى‌جويى بود كه ميان آنان وجود داشت. همانا خداوند در قيامت درباره آنچه پيوسته اختلاف مى‌كنند، ميانشان داورى خواهد كرد. اشاره قرآن به امر یا فرمان و قوانینی که در طبیعت با ماده پدیده ای را استوار نگه میدارد مانند این آیه هنگامی که خداوند هفت جو زمین را قضاهن کرد ودر هر طبقه امر خود را وحی کرد. فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا- هر آیات و نشانه های خدا در طبیعت یک بینات من الامر هستند که علم واقعیت آنرا آشکار میسازد ولی بسیاری که به تفکرات قدیم پای بند هستند و از روی بغیا بینهم حاضر به قبول آن نیستند با نپذیرفتن آن شبهات می تراشند که خداوند وعده عذاب و قضاوت بین بین آنها را در قیامت میدهد.سید محمد تقوی اهرمی5 دیماه 1398

{jcomments on}

حیات در زمین از آب و خاک ایجاد نشده است نظرعلم و قرآن

 

مقدمه نوشتار


همه ما با آیه بسیار مهم جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ آشنا هستیم ولی سالیان دراز در اشتباه لغوی آیه از واقعیت قرآنی به دور بوده ایم. تبعیت کور کورانه در ترجمه و تفسیر آیات متشابه در قرآن از نظر گذشتگان و آشنا نبودن با علوم طبیعی پرده بر افکار ما انداخته است که حتی در متن آیات هم تفکر و تعقل نمی کنیم . همه ما نسل ها است که منتقل کننده نظرات کهن که بر اساس علم روز و برداشت آن زمان نگاشته شده بدون تغییر به نسل بعد بوده ایم. چرا در این زمان این همه اختلاف نظر در آیات متشابه و شبهات فراوان خلق شده و در گذشته مثلا صد الی دویست سال قبل این اختلاف ها نبوده است. زیرا همه بدون چون و چرا نظرات گذشتگان را قبول داشتند. آیه زیر دلیل آن را بیان میفرماید-آیه 14 سوره شوری
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ- و تنها پس از آنکه علم برایشان آمد (علم روز موضوعات را روشن کرد) راه تفرقه را پیمودند و آنهم به صرف حسد( و برتری جویی یا کبر وغرور) و اگر از جانب خداوند فرمانی (مهلت تا زمان معیین) پیشی نگرفته بود بی تردید میانشان (به نابودی و هلاکت) حکم شده بود و کسانیکه کتاب آسمانی (قرآن) را به میراث یافتند نسبت به آن در تردیدی سخت هستند. آیه قبل در باره حضرت نوح، حضرت موسی و حضرت عیسی و اختلاف بین طرفداران آنها بحث شده. قوم بعدی که کتاب را به ارث بردند مسلمانان و کتاب قرآن است ( که در ترجمه ها برای اینکه از زیر بار گناه فرار کنند کتابی که به ارث برده شده را تورات ترجمه میکنند). با آمدن علم و روشن شدن موضوعات علمی در باره خلقت کیهان، انسان و حیات و هفت آسمان اختلاف شروع میشود گروهی علم را پایه  تجسس در آیات متشابه قرار داده اند و گروه دیگر هم چنان با تعصب نظر گذشتگان را در باره خلقت انسان و حیات و هفت آسمان محکم چسبیده اند. عده ای هم که به قرآن ایمان ندارند خود را طرفدار قرآن نشان میدهند وموضوعات خرافی را طبق نظر گذشتگان لیست میکنند وچنین القائ میکنند که این ها قرآن میفرماید تا جوانان تحصیلکرده را از قرآن دور کنند و امثال سروش هم به همین نظرات تکیه میکنند و القائ میکنند که همه این ها نظر قرآن است درحقیقت میدانند که جوانان مسلمان شخصا به قرآن مراجعه نمی کنند و مثلا به سایت دانشنامه اسلامی مراجعه میکنند که نظرات همه علمائ را اعلام میکند. این مقدمه ای بود برای طرح موضوع از دیدن شبهات علمی فراوان در فضای مجازی و پافشاری متعصبین بر نظرات کهن و اینکه میبینم با علم روز ایات را بررسی کنیم بسیاری از شبهات بر طرف میشود بالاجبار و نا خواسته کمی بی پرده بحث میکنم و خدای ناکرده قصد اساعه ادب ندارم.


بررسی ضمیر من با کسره میم برای روشن شدن بسیاری از سوئ تفاهمات


من با کسره میم در آیات قرآن بر چهار وجه معنی شده است 1- به عنوان صله در کلام که آورده میشود و در ترجمه دخالتی ندارد 2- به معنی از که اصل بحث ما است 3- به معنی در 4- به معنی برو با.
ما با دو وجه آن سر و کار داریم "از" و "در" ضمیر "از" احتیاج به شرح ندارد زیرا در خلقت انسان و حیات همه ضمیر من "از" معنی شده است. دو نمونه آیات که من به معنی" در" آورده شده را مرور میکنیم و سپس بحث علمی آن را پی میگیریم.


وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ 77 انبیائ-و او را در برابر مردمی که نشانه های ما را به دورغ گرفته بودند پیروزی بخشیدیم.


قُلْ أَرَأَيْتُمْ شُرَكَاءكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّنْهُ بَلْ إِن يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا-40 فاطر- بگو به من نشان دهید از شریکان خودتان که به جای خدا می خوانید که چه چیزی را در زمین آفریده اند. ( بسیاری از ترجمه ها چه چیزی از زمین آورده شده که مفهومی ندارد)

وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ-شما در زمین درمانده کننده خدا نیستید وجز خدا شما را سرپرست و یاوری نیست-31 شوری

من اول معنی در و من دوم به عنوان صله در کلام است. آیات فراوانی در قرآن است که من به معنی در آمده است. در آیه زیر من اول معنی در و من دوم معنی از میدهد


وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ سوره حجر26 در حقیقت ما انسان را در سنگ رس و از حما مسنون( توده نرم سیاه) آفریدیم. ترجمه عرف این است (دانشنامه اسلامی)- همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم. به آیه توجه فرمایید سنگ رس دارای ترکیبات سیلیسیوم وآلومینیوم است اگر انسان از سنگ رس خلق شده بود و یا گل ولای کهنه متغیرکه همان سنگ رس با حالت دیگرکه با آب مخاوط شده(که اصلا با مفهوم آیه نمی خورد ) باید در بدن انسان این ترکیبات وجود داشته باشد که اصلا وجود ندارد. میتوانیم آیه را اینطور ترجمه کنیم از- توده سیاه نرم در درون سنگ رس- دقیقا همان چیزی که آخرین و جدید ترین نظریه علمی به آن رسیده است. گل ولای کهنه از تفکر اسرائیلیات که میگویند خداوند خاک را بر داشت و با آب گل درست کرد و مدتی گذاشت تا ور بیاید یا گل ولای کهنه شود و بو بگیرد. سپس با دستان خود هیکل آدم را ساخت و روح را در آن دمید. یعنی که خرافاتی که حتی پاپ رهبر کاتولیک های جهان با نفی آن و بسیاری دیگر از خرافات که در برخی تفاسیر ما به چشم میخورد از زیر بار شرمندگی مقابل علم روز خود را خلاص کرد. شجاعت او در این جهان و اجر او در آخرت. کلام خداوند را از خرافات پاک کرد.


بنابراین یکی دیگر از معانی من میتواند در باشد. آیه مهم جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ میتواند این طور معنی شود حیات کلیه موجودات زنده را در آب قرار داد. یا هر موجود زنده ای در آب حیات یافت. بدن انسان از آب خلق نشده بلکه ترکیبات اصلی بدن ما در آب قرار دارد و آب ماشین حمل و نقل ترکیبات اصلی بدن که پروتئین ها، قندها، نوکلئوتیدها، آنزیم ها، ویتامین ها و سایرکه در آب قرار داده شده اند. ژن ها و ساختار سلول ها و هسته های آنها و واکنش های شیمیائی همه در آب انجام میشوند. آب جزئ ساختار بدن انسان نیست بلکه ساختار بدن انسان در آب قرار دارد. بدون آب حیات بدن امکان پذیر نیست و این را علم میگوید و قرآن هم در 1400 سال قبل این واقعیت را فرموده تا امروزه دانشمندان به عظمت این آیه ایمان بیاورند و این آیه در خدمت محکمات قرآن قرار گیرد که چه به روز آیه در آورده ایم ؟ با یک ترجمه نا حق.

از آنجائیکه من را در بسیاری از آیات خلقت انسان "از" تعریف کرده ایم مثلا مائ دافق هم آب مرد ترجمه میکنیم. انسان از نطفه تشکیل شده ولی آب مرد نطفه نیست و نیاز به لقاح با ژن ماده دارد تا به نطفه تبدیل شود. خلق الانسان من نطفه منظوراولین نطقه حیات در زمین اولیه است که هنوز نر و مادینگی خلق نشده بود و حیات از نطفه اولیه خلق شد. نطفه یعنی ژن و ژن هم ترکیبات شیمیائی RNA و DNA است و ساختاربدن انسان از اجزای این ترکیبات است و اینجا من "از" معنی میدهد. نطفه ماهیت مستقل دارد ژن نر و ژن ماده وقتی عمل لقاح انجام میشود میگویند نطفه و آب مرد نطفه نیست ، ژن نر که برای حفاظت و نقل و انتقال در آب قرار داده شده است را در قدیم آب میدانستند و اطلاعی از نطفه نداشتند وعلم زیست شناسی این را برای ما روشن کرد ولی ما طبق آیه فوق آنقدر غرور و تکبر داریم که نمی خواهیم روی نظر گذشتگان حرفی زده شود قرآن فدای نظر گذشتگان؟

ما هنوزدر تردید هستیم. لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ. اشاره قرآن به انا خلقناکم من نطفه به خلق اولیه حیات از نطفه است و در حیات زمین هم این نطفه باز آفرینی خلق اولیه است. خداوند متعال فرموده در آیات متشابه تفکر و تعقل کنید و چشم بسته این آیات را ترجمه و تفسیر نکنید. آیات 56 سوره غافر و 14 سوره شوری.


أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ- فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ- آیا شما را در آب کم نیافریدم و سپس نطفه ایجاد شده را (باستناد آیات دیگر ابتدا نطفه و بعد قرار مکین است) درغشائ هسته ای استوار قرار دادیم تا زمان مشخصی پس برنامه ریزی کردیم و ما قادر به انجام آن بودیم ( آری عجب قدرتی بکار بردیم). علم زیست شناسی و بیو شیمیائی به این نتیجه رسیدند و با آزمایشات شیمیائی هم تائید شده که وجود آب فراوان مثلا در دریا و اقیانوس برای اولیه نطفه حیات مانع بزرگی بوده است برای همین هم خداوند از مائ مهین یعنی آب کم که تنها بصورت بخار آب بر روی صلصال داغ باقی نمی ماند و از محیط سریع دفع میشود مائ دافق نامیده است. ترکیبات اولیه حیات در پروسه ایحاد غذای بیولوژیکی که در قرآن اقوات نامیده شده در درون لایه سنگ رس و در بخار آب حل شده بودند و به دلیل حرارت بالای نقطه جوش آب، آب بخار و رسوب سیاه رنگ نرم در درون لایه های سنگ رس قرار میگرفتند. در تبدیل ملکول های مونومربه پلی مر که ساختار اصلی ژن اولیه بوده است باید آب از واکنش مربوطه خارج میشد که همان مائ دافق است و اگر این آب از محیط خارج نمیشد حیات شکل نمی گرقت. بنابراین آب در ساختار ژن اولیه شرکت نداشته ولی پروسه حیات در آب کم تشکیل شده است. در حقیقت آب و سلاله آن OH وH در پیدایش حیات نقش اولیه و مهم بازی کرده است، آب ترکیبات اولیه ملکول های حیات در خود حل و به درون سنگ برده و سنگ رس به عنوان کاتالیزاتور در واکنش مونومر به پلی مر عمل میکرده و آب از محیط خارج میشده و نطفه اولیه سپس در آب قرار گرفت و آب حیات را در بغل خود پرورش داد مانند نقش آن اکنون در بدن ما.

إِنَّا خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ –انسان از نطفه امشاج پیش نطفه یا RNAخَلَقَ شد. خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابقت با علم روز- پیش نطفه
خلق الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ-انسان از نطفه خلق شد از DNA- خلقت انسان با نگاهی جدید و مطابقت با علم روز- علقه
فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ-پس ما شما را در خاک و سپس از نطفه آفریدیم ابتدا نطفه در خاک ایجاد میشود در سنگ رس و خاک هم همان سنگ رس فرسایش شده است و نطفه ایجاد شده در آب قرار داده میشود خلقت انسان از نطفه در قرآن تصورات ذهنی یا واقعیت قرآنی
هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ خداوند از شما نسبت انشائ شما در خاک اعلم تر است. انشائ بار آوردن در پروسه زمانبر است. دانه گیاه از داخل خاک بیرون می آید یعنی آب خاک مواد مورد نیاز دانه را مرطوب میکند تا ریشه گیاه بتواند آنرا جذب کند و مانند بدن انسان آب در رگ های گیاهان مواد را جا بجا میکند.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ-طین خاک رس خالص که با آن کوزه و آجر درست میکنند است .باید بدانیم که سنگ رس انواع مختلفی دارد وتنها نوع سه لایه آن که میتواند آب را به درون لایه های خود جذب کند و آن رسی است که حیات در درون آن ایجاد شد. پیدایش حیات از نظر قرآن با استناد به علم روز و به دوراز ذهنیات کهن
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا-و خداوند است که در آب بشری را خلق کرد و برای او نسب و سبب قرار داد.به مقاله الَّذِي خَلَقَ منَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا مراجعه فرمایید
خَلَقَ الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّار-انسان در سنگ رس پخته و داغ خلقت شد. صلصال كالفخار و مفهوم علمی ان در خلقت انسان

اَلَم‌ْ یَك‌ُ نُطْفَه‌ً مِن‌ْ مَنّی‌ٍ یُمْنی ثُم‌َّ كان‌َ عَلَقَه‌ً فَخَلَق‌َ فَسَوّی آیا انسان نطفه ای در تقدیرنبود که مقدر میشود و سپس علقه بود که خلق و سر و سامان داده میشود با اصلاح "از" به" در" در آیات خلقت انسان بسیاری از گره های کور تاویل آیات حل میشود و عظمت آیات بر ملائ میشود و خداوند در آیه فوق از این اختلاف نا خشنود است و توصیه فرموده از دنده لجبازی و تکبر و حسد بیرون آییم وعلم را بپذیریم.سید محمد تقوی اهرمی 25 آذر 1398

 {jcomments on}

معرفی سایت حشرات ایران از همین نویسنده

لیست آخرین مقاله های اضافه شده

آمار بازدیدکنندگان

024280
Today
Yesterday
This Week
Last Week
This Month
Last Month
All days
129
303
4949
11408
2951
20329
24280

Your IP: 18.208.132.33
Server Time: 2020-06-05 09:29:28
امارگیر سایت