- توضیحات
- بازدید: 1599
مقدمه نوشتار
برخی کلمات دارای معنی های متفاوتی هستند که بر اساس بینش صدر اسلام و عدم اگاهی بر کلمات نازل شده یک معنی جای سایر مفاهیم آن را می گیرد و در لغت نامه ها آن معنی جا می افتد. مثال فراون است. در قرآن از کلمه خلق و خلق کردن بسیار استفاده شده. این کلمه پیوند ناگسستنی با خالق دارد. خلق با اختراع فرق دارد. هر دو نو آوری است یکی خدا پدید می آورد و دیگری انسان. اگر ما کلمه خلق را درست درک نکنیم تمام مفاهیم خلقت انسان و کیهان را در قرآن از درجه اعتبار علمی می اندازیم و تاویل های گمراه کننده را تحویل نسل جوان تحصیل کرده می دهیم و باعث گمراه شدن او می گردیم.
خلق یک پدیده فقط یکبار در طبیعت رخ می دهد. اگر در پدیده طبیعی دو خلق پشت سر هم باشد بین آن دو انشاء صورت میکیرد. خداوند خلق میکند و سامان می دهد خلق و فسوی. جنین انسان در شکم مادر برای اولین بار در طبیعت از خلق اولین سلول حیات آغاز و دوران تکاملی خود را طی می کند. وقتی پروسه تکامل حیات تکمیل شد. دیگر خلقی نداریم و باز آفرینی خلق است. در آیه 14 مومنون از کلمه خلق مکرر استفاده شده و پروسه رشد جنین به روایت مفسرین خلق اندر خلق صورت می گیرد تا به کلمه ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ(سپس خلق آخر را انشاء کردیم )می رسد که مفسرین خلق را آفرینش تازه معنی می کنند. هدف از بیان مقدمه اشاره به چگونگی مسخ شدن معنی یک کلمه و تخریب سراسر آیات یک موضوع در جهان بینی قرآن و جا افتادن آن کلمه و تاثیر شگرف بر افکار مفسرین آیات متشابه قران
مطالعه بیشتر: لترکبن طبق عن طبق و مفهوم واقعی آن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1607
مقدمه نوشتار
در قسمت نخست این مقاله دوره خلقک و سواک را مرور کردیم بحث مهم این مقاله بر مفهوم بشر و انس و انسان و نقش این کلمات کلیدی در خلقت آدم است. به این سوال تا کنون فکر کرده اید چرا خداوند در تمامی دوره های خلقت انسان آدم را دخالت نمی دهد. به طور مثال نمی فرماید لقد خلقنا الآدم من صلصال من حما مسنون مگر همه مفسرین از صدر اسلام تا کنون صلصال و حما مسنون را گل گندیده و بو گرفته و ور آمده برای ساختن مجسمه آدم نمی دانند. اگر این موضوع صحت داشته باشد می بایستی برای یک بار هم به جای انسان آدم گذاشته می شد. فقط یک بار در قرآن در تمثیلی خلقت حضرت عیسی ع را به خلقت آدم تشبیه می کند که دلیل علمی خاص خود را دارد که در مقاله آدم و حضرت عیسی وجه مشترک نفخ من روحی دارند اشاره کرده ام .
درصدر اسلام ابن عباس نمی دانست که انسان مجموعه ای از اتم ها ی مختلف و پیوند اتمی و مولکولی است و در لایه سنگ رس هم مولکول های ساده حیات با بخار آب به درون لایه نفوذ و همان جا ترکیب پیچیده اولین مولکول حیات شکل می گیرند یعنی مولکول ار. ان. ای ایجاد و کد بندی می گردد و قرآن به آن نطفه امشاج نبتلیه خطاب می کند. نخستین نطفه بیرون آمده از دل سنگ رس و از توده حما مسنون است. اگر ابن عباس این ها را می دانست نظر مفسرین قرآن هم فرق می کرد و این همه آیه لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون گل اندر گل و بدبو ترجمه نمی کردند. بحث مفصلی دارد که شرح آن عظمت علمی قرآن را آشکار می کند. حال که تصورات امروزی با بینش علمی صدر اسلام بسیار فرق کرده و علوم طبیعی همه تخیلات گذشته را دگرگون کرد چرا سعی نمی شود با دید روز مجددا به آیات متشابه خلقت انسان نگاه کنیم و در بسیاری از ترجمه ها تجدید نظر شود. در قسمت اول این نوشتار تا دوره دوم خلقت انسان که سواک یا سویته شدن است اشاره کردم این دوره در قرآن بسیار با اهمیت است یعنی اساس خلقت انسان ( نه آدم) بر علقه قرار دارد که ادامه می دهیم. البته در زمین تازه متولد و سرد شده و نه در رحم زن و فرموده خلق کردم و نمی فرماید خلق میکنم که استمرار را نشان دهد. بعلاوه هنوز نتوانسته ایم مفهوم کلمه خلق کردن را درک کنیم. خلق فقط یک بار و برای نخستین بار رخ می دهد و در رحم خلق صورت نمی گیرد.
مطالعه بیشتر: آدم واقعیتی دگرگون شده در قرآن قسمت دوم
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1563
خوانندگان محترم سوالاتی در باره روح که از مطالعه مقالات من پیش آمده مطرح کرده اند که در زیر پاسخ آن را از دیدگاه خودم و با استناد به آیات قرآن و علم روز بیان می کنم.
شما میفرمائید در رحم بازآفرینی هست و روح در زمان تشکیل نطفه از طریق اسپرم و اوول به نوزاد منتقل می شود و نفخه فیه من روحی در رحم صورت نمی گیرد. لطفاً بیشتر توضیح دهید.
وقتی انسان یک روح مستقل و منحصر بفرد دارد و منتقل کننده اطلاعات انسان مرده به هارد دیسک خلقت می باشد و این روح در اجداث می ماند تا روز قیامت اطلاعات فرد را به جسم مادی در زمین قیامت انتقال دهد چگونه این روح در روابط جنسی به نوزاد منتقل میشود؟
در این صورت یک روح مستقل یک انسان از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود؟
مطالعه بیشتر: پاسخ به شبهات و ابهامات قسمت دوم روح
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 2821
مقدمه نوشتار
داستان خلقت آدم ریشه در تفکرات خیلی کهن دارد. آدم بر اساس متون کتاب های تورات و قدیمی تر از خاک خلق شده و شیوه خلق به صورت خلق الساعه و به دست خداوند و همکاری فرشته ها از مخلوط کردن آب و خاک و درست کردن گل و سپس ساختن مجسمه آدم بیان شده و حوا هم از باقی مانده گل یا تکه ای از گل دنده آدم و در یک دوره زمان کوتاه در داستان های مفصل نقل شده و منبع در دسترس هم تورات است که در زمان نزول قرآن در باور مردم آن زمان ریشه دوانده بود. این داستان ها از کجا ساخته شد و در فرهنگ مردم قرار گرفت. چگونگی پیدایش آدم از نظر قرآن و آیات خلقت انسان کاملا با تصوراتی که در تورات در زمان صدر اسلام بر باور مردم حاکم بود فرق دارد که من در این نوشتار می خواهم به آن اشاره کنم. آدم به عنوان اولین انسان هوشمند در پروسه تکامل از بین انسان های هم دوره برگزیده می شود. کلمه آدم اشاره به فرد خاصی نیست آدم به معنی اولین انسان تکامل یافته از نسل قبل است. پس از ظهور آدم ، خداوند هدایت بنی آدم را بر عهده داشت و برای تحقق اهداف خود بر اعمال آن ها نظارت داشت و پیامبرانی برای هدایت و کمک به رشد فکری برای آن ها می فرستاد در سوره اعراف به بنی آدم نصایحی می فرماید و تعهدی می گیرد که کارهای مبتنی بر تقوا را انجام دهید-
يابنى آدم اما ياتينكم رسل منكم يقصون عليكم آياتى فمن اتقى و اصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون-ای فرزندان آدم پیامبرانی از بین شما ( از جنس خودتان ) برای پند و اندرز دادن و ابلاغ آیات پروردگار شما می فرستم هر کس تقوا پیشه کند بیمی بر او نیست و نگرانی نداشته باشد. خداوند در بین آیات خود رخداد های مهمی که بنی آدم باید درباره آن فکر کنند در قالب اشاره و تمثل بیان می فرماید. در باره خلقت کیهان، خلقت انسان و ظهور آدم که این کلمات در متن فرهنگ انسان جا می افتد. مانند شما را از(در) خاک آفریدم در سماوات و الارض حیات دادم و از آنجائی که انسان های اولیه از نظر تفکر و تعقل و علم و دانش و آگاهی باید رشد می کردند، کلمات با تشبیه و تمثیل توسط پیامبران الهی در فرهنگ بنی آدم جای گرفت.
بنی آدم در ادوار مختلف بر اساس بینش و فهم خود دستورات الهی را با تخیلات و تصورات ذهنی به صورت داستان های خیالی از نسلی به نسل دیگر منتقل کردند. آیات خداوند در کتاب های نازل شده دستخوش تغییرات شد و داستان های تخیلی از آن بر باور مردم زمانه نشست. در صدر اسلام این تفکرات که به اسرائیلیات نامیده می شوند بر باور امثال ابن عباس بنیان گذار تفسیر هم نشسته بود و مفسرین هم همان را مبنای تفسیر خود قرار دادند. مثال فراوان است. من سعی می کنم با استناد به آیات متشابه در باره خلقت انسان این شبهات بی اساس و زیان آور که چون پرده جهل و نادانی را بر حقیقت خلقت انسان انداخته و قرآن را در مهجوریت علمی قرار داده کنار زنم البته به عنوان یک نظر و برای تشحیذ ذهن پویندگان حقیقت. باید بدانیم کسانی که حقیقت آیات متشابه را پرده پوشی کنند پوشاننده حقیقت آیات هستند و قرآن به آن ها هم کافر خطاب می کند. قرآن کتابی است بر مبنای علم بیان شده و باید طبق فرموده خداوند با علم مطابقت داشته باشد. و لقد جئنا هم بکتاب فصلنا علی علم هدی و رحمته لقوم یومنون-52 اعراف برای آنان کتابی آوردیم که از روی علم به تفصیل بیان کردیم که برای مومنین سراسر هدایت و رحمت است. پوشاندن حقایق علمی کتاب خدا گناهی نا بخشودنی است. برای نمونه نظر ابن عباس درمورد خلقت آدم در زیر ملاحظه فرمائید.
مطالعه بیشتر: آدم واقعیتی دگرگون شده در قرآن قسمت اول
Write comment (0 Comments)