- توضیحات
- بازدید: 1141
خوانندگان محترم سوالاتی که از مطالعه مقالات من پیش آمده مطرح کرده اند که در زیر پاسخ آن را از دیدگاه خودم و با استناد به آیات قرآن و علم روز بیان می کنم
مطالعه بیشتر: پاسخ به شبهات و ابهامات قسمت اول
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 4877
مقدمه نوشتار
خواننده محترم مقالات من سوالی مطرح کرده است که سوال و پاسخ آن را جهت استحضار خوانندگان گرامی در باره تله پورتیشن کوانتومی و اصل عدم قطعیت در آیات قرآن و دیدگاه جدید من در این ارتباط تقدیم می گردد
سوال
من در یک گروه شکاکان به وجود خداوند در کانادا عضو شدم. بخاطر اثبات ماوراء طبیعت برای ایشان و مقالات متعددی گذاشتم. پس از چند ماه مذاکره با گروه فوق، با مقالات جنابعالی آشنا شدم. و خیلی کمکم کرد. اخیراً در زمینه تله پورتیشن در قرآن 4 آیه را با توضیح برایشان فرستادم. آیات 259 و 260 از سوره بقره - آیه 1 از سوره اسراء و آیه 40 از سوره نمل. که از مقالات شما برداشت نموده بودم. ولی هیچکدام را قبول نکردند. دلیل اصلی ایشان اینست که ؛ این مقالات و مطالب در کدام مجله علمی بین المللی چاپ شده است.؟ و آیا نظریه تله پورتیشن کوانتومی استناد علمی جهانی دارد؟ مثل نظریه داروین. من تاکنون نتوانسته ام برایشان چنین مدرکی ارائه دهم. استاد عزیز؛ آیا این مطالب علمی قرآنی و نظریات جنابعالی در مجامع بین المللی مطرح و قبول کرده اند؟ اگر هست استدعا دارم تا راهنمایی ام بفرمایید.
- ضمن تشکر. ایشان موضوع اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را مطرح نمودند. و کنایه زدند که آیا این آیات جبران اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است؟! من تاکنون جواب نداده ام. استدعا دارم تا مرا درپاسخ به این ایراد و اشکال کلی قبلی از ایشان راهنمایی ام فرمایید. تا بتوانم پاسخ محکمی به ایشان بدهم.
من واقعا برای مظلومیت خدا و قرآن متاسفم. به قول فرمایش شما کسی قرآن را از مهجوریت علمی بیرون نیاورده است. و تلاش نمی کنیم. ... و مشخص است که جنابعالی در این زمینه همت می کنید. باز هم سپاسگذارم..
مطالعه بیشتر: اصل عدم قطعیت و روند اثبات خدا
Write comment (1 Comment)- توضیحات
- بازدید: 6473
مقدمه نوشتار
داستان این درخت در روایات و ترجمه ها به نظرات گذشتگان دور بر می گردد که علم نا شناختنی ها را کشف نکرده بود و مترجمین محترم سعی نکرده اند آیات جهنم را سر و سامان دهند و از درون آن یک واقعیتی را به طور تشبیه بیان شده را بیرون آورند. با اینکه خداوند متعال در قرآن تاکید فرموده آیات متشابه دو چهره دارد ظاهر و باطن و منظور خداوند مفهوم پنهانی آن است و فرموده این نوع آیات تفسیر ندارد و تاویل دارد و تاویل آن را هم فقط خداوند متعال می داند و متخصص در علوم مربوطه. یعنی اگر آیه ای در باره خلقت کیهان سخنی بیان می فرماید با دید الهیات و فلسفی تفسیر نکنید تا گذشت زمان راز آن را بر ملاء سازد هنوز چند لحطه ای از نزول آیات متشابه نگذشته بود که ابن عباس تفسیر برای این آیات بیان کرده و پایه تفاسیر این قبیل آیات هم بر نظر آن جناب استوار شده و در مدت هزار و اندی سال تفکرات و بینش علمی روز انسان عوض شد ولی تفکرات ما همچنان در قرن اول نزول آیات پرواز می کند.
قران در این بین مهجور واقع شده است و گناهش بر گردن آن هایی است که تلاش نکردند در باره آیات تفکر کنند و با دید علم روز به آیات نگاه کنند. از ظاهر آیات این معنی استنباط می شود- زَقّوم نام درختی است که به گفتهٔ قرآن در قعر آتش جهنم رشد میکند. بر این درخت میوهای میروید که غذای جهنمیان است. همه مفسرین و مترجمین محترم همین جملات پایه تصورات ذهنی خود قرار داده اند و بر روی کلمات کلیدی این آیه تفکر و تعقل نکرده اند و برخی هم برای توجیه این درخت می گویند خداوند متعال قادر است درختی از نوع آتش درست کند که میوه برای اهالی جهنم بدهد. در صورتی که زیبا ترین و پر مفهوم ترین رخداد علمی و آن هم علم فیزیک را بیان می فرماید چرا؟ دلیل آن را بیان می کنم.
مطالعه بیشتر: شجره زقوم و راز پشت پرده آن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 12690
مقدمه نوشتار
در اصل روح چیست و چه زمانی در بدن انسان نفخه می شود و چه کاری انجام می دهد. نمی توانیم بگوئیم وظیفه اش چیست که روح من امر ربی است و امر خدا وظیفه ای بر گردن ندارد. ما در قرآن با روح و ملائکه سر و کار داریم فرق این دو چیست و چه وظائفی در جهان مادی بر عهده دارند. ملائکه ماموریت انجام کار به او محول شده گاهی در درون اتم نیروی هسته ای ضعیف و یا قوی است و گاهی پیام رسان (پیام رسولان به بندگان خدا و برطرف کننده بلا ها با نیرو و دیده نمی شوند و فرشته هم نیستند. جنسیت هم ندارند که ما آن ها به غلط فرشته بنامیم. برخی موارد با اذن خدا در جلد بشر ظاهر می شوند و غذا نمی خورند زیرا نیرو هستند در غیر این صورت ما در تخیلات خود برایشان داستان سرائی کنیم و چیزی از آن بیرون می آوریم که با آیات قرآن مطابقت ندارد.
در این کار ها تبحر خاصی داریم و هزاران سال است که در باره آیات متشابه قرآن خیال پردازی کرده ایم. فلاسفه کارشان توجیه یک پدیده است که در زمان خود هیچ منبع علمی ندارد ولی وجود دارد. مانند هفت آسمان که خداوند آدم را که در زمین خلیفه (جانشین) نسل قبل از او قرار داد به او یاد داد که هفت آسمان داریم و توی آدم در این هفت آسمان از نطفه خلق کرده ایم و تو را سامان دادیم و روح خودم را در تو که تک سلولی یوکاریوت (نفس واحده) بودی نهادم. کلمه هفت آسمان این چنین در فرهنگ بشریت وارد شد ولی علم و آگاهی علمی چندان پیشرفت نکرده بود که بدانند هفت آسمان چیست و فیلسوف برجسته دوران جناب بطلمیوس کشف بزرگی کرد و دنیائی که ما در اطراف آسمان خودمان می بینم را آسمان اول خواند و آسمان های بعدی را یکی پس از دیگری برایش داستان سرائید و زمین را مرکز عالم دانست.
سالیان دراز مردم هفت آسمان را طبق نظریه بطلمیوس می شناختند تا علم مدرن آن را منسوخ کرد. امروز انسان همان آدم هوشمند اولیه است که از نظر فکری پیشرفت نکرده بود به جایی می رسد که تمام تخیلات خود را به صورت علمی کشف می کند و ما هم نشسته ایم و در تخیلات خود ساخته فرو رفته و آن ها را تماشا می کنیم چه خوش گفت سعدی رحمه الله "رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند" .تلسکوپ کاملا مدرن را به فضا می فرستند و دور خورشید می چرخد و می بینند زمین در درون فضا معلق است و دیگر نظریه بطلمیوس خریداری ندارد. البته کسانی هستند که هنوز به ایشان ارادت خاصی دارند و سماء الدنیا را همان آسمان اول بطلمیوس می دانند و می گویند علم در دین کار بردی ندارد. بر تحجر خود پافشاری می کنند و بر نظر هزار و چهار صد سال قبل وفا دارند ولی به قرآن بی وفایی می کنند علم را رها کنیم به راه خودش برود و دین هم به راه خودش مهم افکاری که به آن عادت کرده ایم قاطی نشود که گرفتاری ایجاد می کند. روح هم همین سرنوشت را دارد. بنابراین تا ما ندانیم روح چیست نمی توانیم بگوئیم روح بعد از مرگ کجا می رود.
مطالعه بیشتر: روح بعد از مرگ کجا می رود
Write comment (0 Comments)