- توضیحات
- بازدید: 5648
مقدمه نوشتار
فلاسفه اسلامی با الهام از تفکرات اسرائیلیات حاکم در زمان صدر اسلام عوالمی از بالا محدوده ذات خداوند به پائین که طبیعت است تعریف کردند. عالم لاهوت، عالم جبروت، عالم ملکوت و عالم ناسوت و برای هر عالمی مراتب و تعاریفی عنوان و در قرون متمادی روی آین عوالم با برداشت های متفاوت بحث کرده اند. به جز عالم لاهوت که بر صفات خداوند متعال استوار است و جمله صفاتی هستند که در عالم مادی تجلی می کند که به صفات عملی و ذاتی تقسیم بندی شده است و همان غیب مطلق است که در احدیت برای خلق ماده متجلی می شود که با دیدگاه قرآن و علوم طبیعی مطابقت دارد عوالم دیگر با آیات قرآن و جهان بینی آن هم خوانی ندارد. زمانی این صفات جنبه عینی پیدا می کنند که ما آثار آن را در طبیعت مشاهده کنیم. تقسیم بندی آیات به محکمات و متشابهات هم در همین راستا صورت گرفته که ما ظاهر آیات را با تخیلات خود تفسیر نکنیم و به عالم غیب خداوند و با علم خیال رخنه نکنیم و حد فاصله آیات محکمات و متشابهات را رعایت کنیم.
در فلسفه و عرفان اسلامی به چهار عالم اشاره شده عالم لاهوت، جبروت، ملکوت و ناسوت و هر عالمی هم برای خودش عوالم دیگر دارد. بر کدام اساس و پایه عقلی این عوالم درست شده اند و آیا با آیات قرآن همخوانی دارند. فلاسفه عالم لاهوت را غیب مطلق معنی کرده اند یعنی غیبی که کسی به آن راه ندارد ، حال که قبول کرده ایم راه نفوذ به این عالم مطلق بسته است ، آیا عالم مثال و جبروت و عالم عقل اول و دوم قبل از خلق کیهان بوده است یعنی به عالم غیب مطلق تعلق دارد. چگونه و به چه استنادی به درون آن نفوذ کردیم و عالم ذر و عالم برزخ و عوالم دیگر را ساختیم. کلمه جبروت در طی دوران معانی اصطلاحی خاصی پیدا کرد و بسط داده شد و پایه این تفکرات به افکار یونان باستان و تفکر فلاسفه آن دوران بر می گردد که بر فلاسفه اسلامی تاثیر خود را گذاشته است. عالم جبروت بحث گسترده ای دارد که فلاسفه مهم اسلامی به آن پرداخته اند و اصل مفهوم جبروت را از دید واقعیت های عینی و علمی که مد نظر قرآن است تجسس می کنم و سعی می کنم خود را از حیطه بحث های فلسفی که علم خاصی است و باید بر تصورات ذهنی و بازی با کلمات به نتیجه ملموس و مورد پسندی رسید که از عهده اینجانب خارج است وارد نشوم .چرا؟ اصولا فلسفه ابزار گذشتگان قبل از شکوفایی علوم طبیعی بود که فلاسفه سعی می کردند از طریق علم فلسفه به آن پاسخ دهند.
جالب است که در بسیاری موارد به آیات قرآن استناد نکرده اند و در حقیقت آیاتی را انتخاب کرده اند که بتوانند دیدگاه فلسفی خود را پوشش دهند. البته کاری است ظریف و شایسته. در حقیقت فلاسفه پل ارتباطی دنیای تصورات ذهنی بودند به عالم واقعیت های علمی. در لابلای بحث های فلسفه به نکات جالب علمی بر خورد می کنیم که نشان میدهد نکته های ظریف قرآن را گرفته اند ولی نتوانسته اند آن ها درک کنند و با زبان فلسفی بیان کرده اند. عالم جبروت و عالم ملکوت و ناسوت با جهان بینی و آیات قرآن مطابقت ندارند که بحث این مقاله است و دلائل قرآنی خودم را بیان می کنم. اینکه ملائکه مجرد از ماده هستند و عقل دارند و عقلی که ما مفهوم مادی آن را می فهمیم و جای و مکانی برای آنها در عالم جیروت قرار داده ایم مورد بحث ما است.
مطالعه بیشتر: عالم ملکوت محدوده فعالیت ملائکه در طبیعت است و نه در ماوراء آن
Write comment (1 Comment)- توضیحات
- بازدید: 2739
مقدمه نوشتار
روح چیست جواب این سوال را خداوند می فرماید و یسئلونک عن الروح قل من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا روح از سنخ امر ربی است و اطلاعات کمی در باره آن در اختیار شما قرار داده ام. حال امر خداوند چیست. امر فرمان و دستور خداوند است که به اشکال متفاوت در وجود جمادات، انسان و موجودات زنده در حیات زمین گذاشته شده است جهان مادی با امر به یک باره خداوند از هیچ هست شد به عبارتی امر باعث ایجاد خلق گردید. إِنّا کُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَروَ ما أَمْرُنا إِلاّ واحِدَةٌ کَلَمْحٍ بالبصر. کل شیی یعنی کل ماده که می تواند جهان مادی را که کل شی را در بر دارد معنی کرد. کل می تواند معنی خودش را هم بدهد (هر و تمامی چیز و چیز هم می تواند ماده معنی دهد ) قدر با سکون دال و فتحه ق معنی اندازه ولی قدر با فتحه ق و فتحه و تشدید دال ، معنی تقدیر می دهد نه اندازه. بنابراین معنی آیه می شود ما کیهان را با طرح و برنامه خلق کردیم و امر ما در آن یک فرمان واحده به اندازه یک چشم بهم زدن است. در یک پلک زدن چشم در مقیاس کوچکتر از ثانیه. وَلِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ -النحل –77 ماوراء جهان مادی در سیطره ذات باری تعالی است و از آن جا امر الساعه با یک کلمح البصر و حتی بسیار کمتر از آن در ایجاد کیهان قرار می گیرد. امری که به بالاترین سرعت مستقر می شوند. امر الساعه قیامت نیست. قیامت وجود دارد و با یک نفخ فی الصور وقایعی در آن اتفاق می افتد. اشرقت الارض بنور ربها عامل ظهور قیامت است. قیامت و علم کوانتوم در قرآن. امر الساعه در قرآن مفهوم مه بانک را میدهد.
مطالعه بیشتر: ولوج روح در جنین و واقعیت آن در قرآن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 2574
مقدمه نوشتار
هرکس با ذهنیت خود تصوراتی خاص در باره آیات متشابه بر باور خود نشانده و با این تصورات ذهنی وارد مطالعه قرآن می شود. مطابق تصورات غلط ذهنی مربوط به هزار و چهار صد سال پیش که امثال ابن عباس تفسیر کردند و نسل اندر نسل به ما منتقل شد باوری برای خود ساخته ایم که جنبه اعتقاد و قطعیت یافته به خود گرفته می خواهیم قرآن را مطالعه کنیم، بنابراین سعی می کنیم که نظرات غلط خودمان را بر قرآن تحمیل کنیم و می نویسیم این از جانب خدا است. مثال ساده را می زنیم. آیه ولقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون. این رخداد در چه زمانی اتفاق افتاده و شرایط جوی و وضعیت زمینی که برای اولین بار انسان شروع به خلق شدن می کند به چه شکل بوده است. ما کاری به شرایط و وضعیت زمین نداریم چرا که برای درک این مطلب به روایات و نظر گذشتکان مراجعه می کنیم و سخنان آنها برای ما حجت است و علوم طبیعی هر چه می خواهد بگوید. قطعیت ندارد نباید توجه کنیم ممکن است تغییر کند.
این تعصب را در باره نظر گذشتگان که ممکن است قطعیت نداشته باشد نداریم. هنوز بعد از هزار و چهارصد سال تا کنون بر روی بسیاری از موضوعات کار نکرده ایم چون ضرورت ایجاب نمی کرده است. حیات در زمینی که ما زندگی می کنیم به وقوع افتاده است. کلمه بداء خلق الانسان من طین بیانگر این است که خلقت انسان در زمانی و از چیز اولیه آغاز شده است. آیا باور نداریم که قرآن آیات را تنها برای مردم صدر اسلام نازل نکرده و انسان نسل ها آینده نیز مورد نظر ذات بایتعالی بوده است یا خیر. مفاهیم انس، جن، انسان، بشر، آدم. جان در کدام مرحله خلق اطوراکم خلق شده اند. آیا خواننده قرآن به اصل فیکسیسم اعتقاد دارد و یا اصل تحول انواع را قبول دارد. قرآن به کدام نظردارد. چرا مفسرین محترم نتوانسته اند دوگانگی مفاهیم موضوعات بیشماری را حل کنند؟ ما به عنوان یک محقق می خواهیم بدانیم قرآن چه می فرماید. چطور می توانیم به این مقصود برسیم بدون اینکه تصورات ذهنی بر واقعیت قرآنی تاثیر بگذارد. قرآن آیاتی خاصی دارد که دقیقا محل بروز رخداد اولیه خلقت انسان را بیان می کند. ما به این موضوغات تا کنون فکر نکرده ایم. چرا خداوند صلصال و صلصال کالفخار و طین و طین لازب را مثال میزند. کدام یک از مفاهیم بالا تراب هستند آیا انسان می تواند از نظر علمی از خاک و یا رس خلق شده باشد. آیا ساختار مادی انسان از آب خلق شده است و معنی جعلنا کل شیی من الماء حی می تواند معنی تمام موجودات زنده از آب خلق شدند را بدهد. آیا تا کنون روی این موضوعات ساده فکر کرده ایم. در این مورد می خواهیم با خوانندگان محترم درد دل کنیم چرا تحولات هزار ساله علوم طبیعی را در ترجمه ها و تفاسیر دخالت نمی دهیم؟ چرا نظر گذشتگان را به روز رسانی نمی کنیم آیا به حرف های آنها به اعتقاد بالاتر از قرآن رسیده ایم. ادامه می دهیم
مطالعه بیشتر: خلقت انسان در قرآن و تصورات غلط
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 2325
مقدمه نوشتار
مفهوم نطفه به معنی منی یا آب مرد برای اولین بار در صدر اسلام و توسط ابن عباس و سپس سایرین به نقل از وی در تفاسیر بسط داده شد. این دید گاه بر سایر مفاهیم خلقت انسان تاثیر خود را گذاشته و امروزه به عنوان تنها نظریه و اساس خلقت انسان سیطره خود را در جهان بینی قرآن حفظ کرده است. بسیاری از آیات که کلمه منی، تمنون، یمنی به کار رفته این اشتباه هزار و چهارصد ساله را تکرار می کنند و واقعیت علمی در پشت پرده ابهام قرار گرفته است. اینکه در قرآن دو نوع آیات محکم و متشابه وجود دارند و متشابه ظاهر دارد و باطن، توجه مفسرین و مترجمین محترم را جلب نکرده و همه آیات متشابه را با نگرش به ظاهر آیه تفسیر می کنند. آیه و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون را همان گونه که ابن عباس در صدر اسلام معنی کرد تکرار می کنیم. همانا ما انسان را از گلی خشک از گلی سیاه متغیر و بو گرفته آفریدیم. آیا خشک و گل با هم جور در می آید. گل مخلوط خاک و آب است که هنوز تر است و صلصال به معنی سفال است. چرا بو گرفته. چرا خداوند نفرمود من آدم را از صلصال و حما مسنون آفریدم تا فلسفه گل بو گرفته برای ساختن هیکل آدم درست در آید. چرا از گل خشک و از گل متغییر، و بد بو از کجا آمد؟ اگر انسان از نطفه به مفهوم آب مرد آفریده شده چه نیازی است که خداوند اشاره به آیه فوق کند. دو دیدگاه در خلقت انسان وجود دارد. اول انسان یعنی آدم خلق الساعه و به یک باره آفریده شد و از گل ور آمده که گذاشته شده متغییر و بد بو شود و خداوند با دستان خود هیکل آدم را ساخت و از روح خود در آن دمید و آدم زنده شد. این دیدگاه را مفسرین و مترجمین تا کنون حفظ کرده اند و نمونه بارز آن ترجمه آیه فوق است. دیدگاه دوم انسان در پروسه تکامل و به صورت های مختلف اطوارکم خلق شده و آدم انسان تکامل یافته است. معنی نطفه در این دو دیدگاه کاملا متفاوت است. البته باید توجه داشت وقتی ما از تکامل نام می بریم منظور تکامل از نظر قرآن است که با تکامل داروین تفاوت های اساسی دارد.
مطالعه بیشتر: نطفه و مفهوم آن به عنوان آب مرد چهارده قرن اشتباه
Write comment (0 Comments)