- توضیحات
- بازدید: 968
مقدمه نوشتار
اقوات از نظر لغوی از ماده قوت یعنی غذا گرفته شده است ولی غذای جانداران زمین نیست غذای جانداران زمین ویژگی خاصی دارد و در قرآن طعام نامیده شده است پس فرق این دو در چیست ؟ تکامل انسان با تکامل غذای جانداران یعنی طعام مترادف است. تکامل طعام و حیات زمین از اقوات آغاز شد. در حقیقت ما تکامل یافته از طعام خود هستیم. طعام اجزای ژنوم موجودات به صورت پلی مر است که مهمترین بخش آن پروتئین است. دانشمندان زمان و منشاء حیات را هنوز کشف نکرده اند. سنگواره های پرکاریوت های فتو سنتز که کشف شده است دانشمندان را به زمان نزدیک به منشاء حیات برده است و سیانو باکتری های فتو سنتز نوعی باکتری های تکامل یافته از باکتری های قبل که آن ها هم پرکاریوت بوده اند تکامل یافتند. پرکاریوت به تک سلولی ها ابتدائی بدون هسته و غشاء سلولی گفته می شود. ابتدا ویروس های نخستین پا به عرصه وجود گذاشتند که قرآن بسیار واضح به دوره های پیش حیات(اقوات) و حیات اولیه(انس) و حیات تکامل یافته(انس والجان) اشاره فرموده. پیش حیات دوره اقوات است که سر منشاء آغاز حیات جانداران است. کلمه اقواتها فقط یک بار در قرآن آمده و مفسرین آن را با طعام اشتباه گرفته اند و آن را غذای جانداران اهل زمین می نامند. در آیات 24 تا 26 سوره عبس اشاره به تشکیل طعام( غذای اهل زمین) کرده است. فلینظرالانسان الی طعامه-انا صببنا الماء صبا-ثم شققنا الارض شقا بر اساس این آیات دو عامل مهم برای کاشتن بذر در زمین باید فراهم شود. اول آب فراوان که از باران پیاپی صورت می گیرد و دوم شکاف در زمین یعنی خاک باید شرایطی داشته باشد که دانه بتواند آزادانه و بدون مزاحمت ریشه خود را در آن بدواند. دانه زمین را نمی شکافد بلکه زمین ابتدا باید شققنا الارض شقا در آن ایجاد شود یعنی شقه شقه و به عبارتی خرد و نرم شود. برای درک این موضوع باید به سر گذشت خاک و چگونگی ایجاد آن توجه کنیم. زمین در این آیه معنی خاک می دهد. پوسته جامد زمین حدود چهار میلیارد سال پیش شکل می گیرد. میلیارد ها سال در زمین تنها انواع سنگ بوده است که در اثر فرسایش طولانی مدت به خاک تبدیل شده است و طعام با پیدایش خاک و ریز جنبندگان در آن برای مهیا ساختن خاک برای کشاورزی ایجاد می شود. دابه و ملائکه این ماموریت را بر عهده گرفتند- دابه و تکامل موجودات از نظر قرآن- حال آیات قرآن را برای این ادعا بررسی می کنیم.
مطالعه بیشتر: زندگی از اقوات آغاز شد نظرعلمی قرآن
Write comment (0 Comments)- توضیحات
- بازدید: 1137
مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن اعجاز آن است. روش قرآن درج مطالب علمی که در تاریخ علم بر جسته می شود در قالب تشبیه و تمثل در درون داستان ها سرگذشت انسان، قیامت، جهنم بیان می شود. باید به مفهوم باطنی آن رسید. شناخت روش قرآن برای درک مفاهیم آیات متشابه مهم است. اگر ما روش قرآن را ندانیم تصورات غلط گذشتگان که با علم روز آن زمان بیان شده و امروزه علم آن را منسوخ کرده است بر افکارما غالب می شود و حقایق قرآن فدای تصورات ذهنی ما می گردد. آیه 13 سوره اسراء را در این مقاله مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.
کلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنْشُورًا – هر انسانی پرواز کننده ای را طوق گردنش نهاده ایم که از آن در قیامت برایش نوشته ای ضبط شده آشکار می سازیم. این نوشته چیست. و چرا قرآن از کلمه مکتوب استفاده کرده است. سخن را برای ضبط کردن باید مکتوب کنند. به مفهوم امروزی باید اطلاعات ساختاری و معنوی یک شخص ضبط شود. اما نه به صورت کتاب یا نوشته بلکه به طریق خاصی باید از شخص گرفته و تبدیل به داده های قابل ضبط در فایل مخصوص فرد ضبط یا سیو شود. با نگاه علم روز می خواهیم به این آیه نگاه کنیم.
مطالعه بیشتر: الزمناه طاءره فی عنقه و راز علمی که اخیرا کشف شد
Write comment (1 Comment)- توضیحات
- بازدید: 1094
مقدمه نوشتار
واقعیت قیامت، مرگ و برزخ و رابطه آن ها با هم با وجود آیات متعدد و تمثیل های فراوان در قرآن هم چنان پشت پرده تصورات ذهنی از نظرات گذشتگان پنهان مانده است. در نوشتار قیامت از دیدگاه علم کوانتوم و قرآن و فیزیک کوانتوم و قیامت در قرآن با استناد به آیات مربوط به قیامت چگونگی زنده شدن مرده ها از اطلاعات هویتی آن ها در کتاب الله شرح داده ام. آنچه که در این نوشتار می خواهم بررسی کنم رابطه مرگ و قیامت و معنی برزخ است. البته به استناد آیات قرآن که درک و فهم آن نیاز به شناخت روش بیان مطالب و سیاق و تفکر در متون آیات است. خداوند در آیات 17و 18 سوره شوری می فرماید. اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ-خداوند است کتاب قرآن را به حق نازل فرمود و وسیله سنجنش (برای فهم آیات) نیز نازل و تو چه دانی شاید قیامت نزدیک باشد. يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ-کسانیکه به قیامت ایمان ندارند شتاب زده آن را می طلبند و کسانیکه ایمان دارند مشفقانه آن را می پذیرند می دانند که به حق است اما کسانیکه (قیامت را قبول دارند) ولی با جدال و داستان سرائی ها واقعیت آن را مخدوش می کنند در گمراهی آشکارند. سنجش ترازو واقعیت آیات و غیر واقعیت آن است تعقل و تفکر در آیات سنجش را برای ما آسان می کند.
مثال از آیه فوق وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ چه مفهومی دارد. ما می دانیم که قیامت بعد از برچیده شدن کیهان است و تمامی ذرات بنیادی جهان مادی به غبار کیهانی تبدیل و جهنم سقر بر پا می شود و بعد از آن قیامت بر پا می گردد. به حساب ما چند ده میلیارد ها سال است پس قیامت شاید نزدیک باشد را چطور درک کنیم وما یدریک؟ در آیه 187سوره اعراف هم با چنین موضوعی برخورد می کنیم -يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي ۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ۚ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً ۗ يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ- از تو از رخداد قیامت می پرسند که چه موقع است بگو علم آن نزد خدا است زمانی برپا می شود که کیهان فشرده و در هم می رود( به حالت قبل از انبساط کیهان می گردد یعنی وارد دوره احدیت یا سیگولاریته کیهانی ودوره پلانک می شود) اما شما را به یکباره در بر می گیرد-لا تاتیکم الا بغتته، چنان می پرسند گویا تو میدانی بگو علم آن نزد خدا است ولی اکثر مردم نمی دانند. اکثر مردم نمی دانند لا تاتیکم الا بغتته را عده ای می دانند .این مردم کی هستند. کسانیکه در آیات خداوند تفکر و تعقل می کنند. ما در این نوشتار دنبال همین موضوع هستیم. دو موضوع در آیه است زمان وقوع قیامت به حساب علم اختر شناسی که علم آن نزد خدا است ولی اینکه شما را سریع در بر می گیرد چیزی است که ما باید از آیات بیرون آوریم
مطالعه بیشتر: وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ واقعیت نهفته در آن
Write comment (1 Comment)- توضیحات
- بازدید: 755
مقدمه نوشتار
کلمات سبع المثانی، سبع السموات، سبع طرائق کلماتی هستند که بیانگر یک پدیده مهم در حیات زمین و هر سه اشاره به جو هفت طبقه زمین است که حیات را در خود ایجاد و حفظ می کند. متاسفانه این کلمات که کلید واژه خلقت حیات در زمین است هم چنان به مفهوم واقعی خود نرسیده اند دلیل آن مراجعه به تفاسیر صدر اسلام است، در صدر اسلام نظریه مدل زمین ثابت و مرکزی بطلمیوس حاکم بود. بطلمیوس ریاضیدان، ستارهشناس و جغرافیدان مصری – یونانی بود که در قرن دوم میلادی در اسکندریه مصر زندگی می کرد. او به خاطر فعالیتهایش در نجوم، از جمله ارائه نظریه مدل زمین مرکزی شهرت یافته است. مدل کیهانی بطلمیوس یک مدل زمین مرکزی از جهان است که بطلمیوس آن را در قرن دوم پس از میلاد طراحی و اعلام کرد. این مدل تا قرن شانزدهم تنها نظریه اختر شناسی مورد قبول عامه مردم بود، تا زمانی که مدل هلیو سنتریک یا خورشید مرکزی پیشنهاد شده توسط کوپرنیک جایگزین آن گردید. مفسرین صدر اسلام این مدل کیهانی را در تفسیر هفت آسمان به کار گرفتند و امروزه هم چنان طرفدارانی دارد و سعی نشده تفسیر آیات متشابه در خلقت کیهان و حیات در زمین را با علوم طبیعی به روز رسانی کنند. کلمه سبع طرائق فقط یک بار در قرآن بیان شده و با توجه به آیات قبل و بعد از آن که به روند خلقت انسان در زمین و دوره های تکامل حیات اشاره شده منظور هفت طبقه جو زمین است که به آن می پردازم.
مطالعه بیشتر: وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ و مفهوم واقعی و علمی آن
Write comment (0 Comments)